تبليغاتX
سياست
سياست
راز بقا



در نظام‌هاي پيشرفته و توسعه‌يافته امروز،جريان يا حزب حاكم براي ماندن در عرصه قدرت نه تنها تمايل به حذف حزب رقيب ندارد، بلكه مي‌كوشد تا در چارچوب اصول و قواعد دموكراسي، از پايش‌هاي رقيب براي تحكيم پايه‌هاي قدرت خود به درستي استفاده كند. به عبارت ديگر در كشورهاي توسعه‌يافته امروز تمامي اركان قدرت به ضرورت بقاي حيات سياسي احزاب و جريان‌هاي سياسي اعتقاد دارند، تا جايي كه اگر پايه‌هاي قدرت آنها به لرزه درآيد، به هيچ وجه حاضر نيستند پاي خود را از دايره اخلاق بيرون گذاشته و رقيب خود را از عرصه سياسي مطرود يا حذف كنند.
اين قاعده اما در كشورهاي رو به توسعه معناي ديگري دارد، زيرا علاوه بر اين كه در اين جوامع قواعد بازي و اصول اخلاقي رعايت نمي‌شود، بلكه براي حفظ و بقاي يك جريان سياسي تمامي ارزش‌ها و واقعيت‌هاي موجود ناديده گرفته مي‌شود تا مبادا اصلي به نام «جابه‌جايي در قدرت»‌ اجرا شود.
قاعده مذكور متاسفانه در جامعه امروز ما نيز تا حدودي رسوخ كرده و برخي از جريان‌هاي فكري و سياسي حاضرند براي بقاي خود دست به هر كاري حتي مرگ سياسي رقباي خود بزنند. جدال كهنه و قديمي دو جناح عمده كشور يعني اصول‌گرايان و اصلاح‌طلبان كه پس از برگزاري پرحاشيه انتخابات رياست جمهوري رنگ و لعاب غليظ‌تري به خود گرفت، مدتي است كه از يك رقابت عادي و مرسوم فاصله گرفته، به طوري كه مرزهاي اخلاقي و متانت را هم درهم نورديده است.
دعواها و منازعات حاصل از برگزاري اين انتخابات علاوه بر امنيتي كردن فضاي جامعه و دستگيري گسترده فعالان سياسي برخي جريان‌ها، حيات سياسي جناح اصلاح‌طلب را هم با دشواري‌هايي روبه‌رو كرده است.

بسياري از احزاب اصلاح‌طلب كه با اعترافات سران خود در زندان‌ها با چالش‌هاي اساسي مواجه شده‌اند، مدتي است كه با اظهارات برخي از عناصر نظامي و حكومتي به گوشه رينگ برده شده و عملا در آستانه حذف كامل از گردونه فعاليت‌هاي سياسي قرار گرفته‌اند. در چنين شرايطي يك پرسش اساسي ذهن تحليل‌گران را به خود مشغول كرده و آن اين است كه آيا اصلاح‌طلبان از اين پس بايد از صحنه سياسي كشور حذف شوند؟
پاسخ اين پرسش اگر چه در فضاي غبارآلود فعلي قدري دشوار است، اما به نظر مي‌رسد ادامه فعاليت اصلاح‌طلبان بستگي به غلبه ديدگاه يكي از دو طيف عمده اصول‌گرايان بر ديگري دارد. اصول‌گرايان كه براي جلوگيري از قدرت مجدد اصلاح‌طلبان در سال 1384 چاره‌اي جز حمايت از محمود احمدي‌نژاد نداشتند، پس از روي كار آمدن دولت نهم هر چند در ظاهر حامي رييس دولت بودند، اما در خفا اختلافات ريشه‌اي و قابل تاملي با جريان نوظهور داشته و دارند كه با مرور زمان اين اختلافات آشكارتر شده، به گونه‌اي كه موجب اشقاق و شكاف در بين اين جناح گرديده است.
به هر حال با اظهارات برخي افراد نظامي و حكومتي در مورد اين ادعا كه گرو‌ه‌هاي اصلاح‌طلب قصد براندازي نظام را دارند، سايه سنگيني بر سر تداوم فعاليت گروه‌هايي همچون جبهه مشاركت، كارگزاران سازندگي، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و حتي مجمع روحانيون مبارز افتاده است، زيرا با محاكمه سران اين احزاب در دادگاه و صدور كيفرخواست دادستاني مبني بر انحلال و تحديد فعاليت‌ها، بسياري پيش‌بيني‌ مي‌كنند كه طيف تندرو اصول‌گرا به هر قيمتي در صدد حذف گروه‌هاي اصلاح‌طلب از صحنه سياسي كشور است تا از اين پس رقابت‌ها در قالب درون جناحي بر ايشان معنا پيدا كند.

ناظران آگاه معتقدند: سخنان برخي چهره‌هاي نظامي كه مديران باسابقه نظام و انقلاب را به جريان نفاق وابسته مي‌دانند، بخشي از معادلات و پازل قدرتي است كه قرار است در دولت دهم جايي براي قرار دادن جريان منتقد باقي نگذارد. با اين حال اگر چه اين جريان نوظهور معتقد به حذف رقيب تحت هر شرايطي است، اما بدنه اصول‌گرايان عمل‌گرا و سنتي كه برخلاف نومحافظه‌گران به وجود رقيب اعتقاد دارند، موفقيت نقشه آنها را با موانع و مشكلاتي روبه‌رو كرده كه همين مساله نيز باعث تشديد اختلافات درون گروهي بين آنان شده است.
يك گروه از اصول‌گرايان كه براي فعاليت احزاب حرمت و ارزش قايلند در طول سال‌هاي گذشته با وجود اختلافات عمده‌اي كه در نحوه اداره كشور با هم داشتند هيچ گاه در صدد حذف كامل رقيب از سپهر سياسي كشور نبودند و به رغم به چالش كشيدن سياست‌هاي آنان در عين حال رقيب خود را به رسميت مي‌شناختند و آنها را براي ادامه حيات خويش ضروري توصيف مي‌كردند.
علي لاريجاني، محمدرضا باهنر، عسگراولادي، محسن رضايي و ديگر افراد اين جناح نمونه‌هاي قابل ذكري از اين طيف هستند كه با وجود داشتن مرزبندي‌هاي جداگانه با رقيبان خود هيچ گاه از مرزهاي اخلاق عبور نكردند و به همزيستي مسالمت‌آميز با طرف مقابل ادامه مي‌دادند.
اما طيف جديد اصول‌گرايان كه داراي ديدگاه‌هاي تند و تيزي در ايدئولوژي و شيوه حكومتراني هستند، هيچ نقدي را برنمي‌تابند، تماميت خواهند و با هر گونه ديدگاه مخالف خود به سختي مقابله مي‌كنند. اين افراد كه بعضا با عناصر وابسته به گروه‌ها در ارتباط هستند، آن قدر يكجانبه به مسايل مي‌نگرند كه پس از پيامدهاي ناشي از انتخابات رياست جمهوري، تمام تاريخ انقلاب و مديران و مسوولان 30 سال گذشته را زير سوال برده‌اند تا خود را اثبات كنند!
به گفته ناظران بي‌طرف اگر پس از برگزاري انتخابات اجازه سخن گفتن و طرح ديدگاه‌هاي افراطي به اين شخصيت‌ها داده نمي‌شد، شايد فضاي جامعه از التهابات ناشي از انتخابات بيشتر در امان مي‌ماند و شاهد اين اتفاقات ناخوشايند و تلخ نبوديم.

به هر حال يكه‌تازي اين جريان نوظهور در عرصه‌‌هاي سياسي به ويژه رسانه ملي كه با وارد كردن اتهامات بي‌شمار به اصلاح‌طلبان و اجازه دفاع ندادن به آنها همراه بود، فضاي غم‌بار و پرتنشي را در جامعه ايجاد كرد كه هنوز تركش‌هاي ناشي از آن در لايه‌هاي زيرين جامعه به چشم مي‌خورد، طيف معتدل اصول‌‌گرايي كه از رفتارهاي افراطي هم‌كيشان خود به ستوه آمده بودند، همكاران تندرو خويش را به ادامه حركت اما در مسير صحيح و عقلاني دعوت كردند، اما به جاي گرفتن پاسخ از آنان، متهم به ساختارشكني و دفاع از آشوب‌طلبان شده‌اند.
علي لاريجاني نمونه كاملي از اصول‌گرايان عمل‌گراست كه به‌رغم داشتن ديدگاه‌هاي مخالف با اصلاح‌طلبان هميشه آنها را به عنوان يك ضلع از قدرت به رسميت مي‌شناسد. به عنوان مثال با وجود آن كه فشار زيادي از ناحيه اقتدارگرايان بر مهدي كروبي به خاطر ناگفته‌هاي زندان كهريزك وارد شده بود و مخالفان كروبي خواهان محاكمه وي شده بودند، اما لاريجاني به نامه او پاسخ داد و حتي در جلسه‌اي ادعاهاي وي را بررسي كرد كه نفس اين عمل حاكي از به رسميت شناختن كروبي به عنوان يكي از اضلاع قدرت در جناح مخالف به شمار مي‌رود.
هر چند پس از ابراز نظر لاريجاني و باهنر در مورد ادامه حيات اصلاح‌طلبان، ‌گروه‌هاي افراطي اصول‌گرا در مجلس و خارج از مجلس هجمه بسياري را بر عليه اين دو به راه انداختند تا آنان را به قبول ديدگاه‌ خويش مجبور كنند، با اين حال شكاف حاصل از ديدگاه‌هاي متنوع در اين جناح، به ناچار لاريجاني و اصول‌گرايان عمل‌گرا و معتدل را در برابر عناصر افراطي اين طيف قرار داده، به گونه‌اي كه حاميان دولت در مجلس كوشيدند لاريجاني را از رياست فراكسيون اكثريت بركنار كنند تا با خيال راحت و به دور از هر گونه مخالفت سياست‌هاي خود را به پيش برند، اين در حالي است كه عقلاي اصول‌گرا نه تنها اصلاح‌طلبان را دشمن بنيان‌هاي نظام نمي‌دانند، بلكه حضور آنان را براي تقويت نظام و دستيابي به آرمان‌هايشان مغتنم مي‌شمارند.

هر چند حاميان دولت موفق نشدند لاريجاني را از رياست فراكسيون اصول‌گرايان بركنار كنند و شكست سنگيني در اين رقابت متحمل شدند، با اين حال همچنان مي‌كوشند دايره اصول‌گرايي را تنگ‌تر كنند.
قرائت مغرورانه از اصول‌گرايي تا آن جا ادامه يافت كه حتي آقايان قادر به تحمل چند رسانه معدود اصلاح‌طلب كه پس از انتخابات همچنان به نقد خود از مسوولان ادامه مي‌دادند، نشدند و چاره را در توقيف آنها (از جمله روزنامه‌هاي اعتماد ملي، فرهنگ آشتي و آرمان روابط عمومي) ديدند تا شايد به‌زعم خود مروج فرهنگ تك‌صدايي در سطح جامعه شوند.
البته در همين حال برخي از سايت‌ها و پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني اصلاح‌طلب نيز به محاق توقيف رفتند، مانند پارلمان نيوز كه فيلتر شد تا اقليت مجلس از انعكاس ديدگاه خود به مخاطبانش محروم شود. اين اقدام هر چند موجب نشاندن لبخند بر لبان حاميان دولت شد، با اين حال صداي اصول‌گرايان مقتدر مجلس مانند احمد توكلي نيز درآمد. او در واكنش به اين اقدام گفت: «اين كار برخلاف مصالح كشور و وحدت ملي است و تصويري كه ايجاد مي‌كند، اين است كه مجلس ايران اقليتي دارد كه حتي اجازه ندارند يك سايت داشته باشند».
اقدامات افراطي و نه چندان معقول حاميان دولت به گفته تحليل‌گران بيش از آن كه حاصل دشمني يا اختلاف‌نظر شديد ديدگاه آنان با اصلاح‌طلبان باشد، ناشي از چشيدن طعم شيرين قدرت است كه به هيچ وجه حاضر به كوتاه آمدن از ديدگاه خود نيستند. اما آيا به راستي اين افراد و جريان نوظهور تاكنون به اين پرسش انديشيده كه پس از اتمام اين دوره چهارساله و جابه‌جايي در قدرت پاسخ مردم و تاريخ را چگونه خواهند داد؟ آيا صرف مخالفت با يك حزب يا جناح سياسي مي‌تواند دستاويز حمله عليه آن حزب و حتي نابودي آنان قلمداد شود؟ آيا اقتدارگرايان نمي‌دانند كه جناح منتقد با اعلام مواضع انتقادي «به هنگام» مي‌كوشد كساني را كه دچار نارضايتي نشده و مي‌شوند، در زير يك سقف جمع كند و با پذيرش مشاركت سياسي در چارچوب قانون، طيف ناراضي را به رفتار قانون‌مدار و حفظ آمادگي براي حضور در عرصه سياسي دعوت كند؟

هنر حكومت و حكومت كردن در چيست؟ در حزب و هدايت و تبديل آن به موافق يا طرد مخالفان و اعمال سيستم دفع؟! همان گونه كه مقام معظم رهبري اخيرا در ميان سياست‌هاي نظام اعلام كردند، بايد بيش از هر چيز به جذب انديشيد، نه دفع. با اين وجود معدود چهره‌هايي از طرفداران دولت كه وجود و بقاي خود را در فضاي پرتنش و التهاب‌آفرين مي‌دانند، همچنان برخلاف مصالح ملي بر طبل جدايي و اختلاف با اصلاح‌طلبان مي‌كوبند تا چند صباحي ديگر بر اريكه قدرت باقي بمانند.
... و اما
همان گونه كه در ابتداي نوشتار اشاره شد،‌ بقاي اصلاح‌طلبان در درجه اول نه به رفتار و عملكرد خودشان، بلكه بر غلبه يك طيف از اصول‌گرايان بر طيف ديگر آن بستگي دارد، يعني منتقدان دولت و حاميان سرسخت احمدي‌نژاد. به اين نكته مهم نيز بايد اشاره كرد كه جناح اصلاح‌طلب مانند رقيب ديرينه خود (اصول‌گرايان) يكي از استوانه‌هاي تحكيم نظام و انقلاب است كه وظيفه اصلاح امور را در مواقع خاص انجام مي‌دهد،‌ بنابراين اگر در مقطعي از تاريخ انقلاب برخي از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از گردونه خارج و يا از فضاي سياسي جامعه حذف شوند، اين واقعيت را نبايد به كل جناح اصلاحات نسبت داد. به عبارتي ديگر شايد بتوان به مرور زمان برخي از چهره‌هاي سياسي و يا اصلاح‌طلبان را از گردونه رقابت‌ها كنار گذاشت، اما نمي‌توان اصلاحات را نابود كرد، زيرا بقاي هر نظامي در حفظ، بالندگي و استفاده درست و صحيح از قدرت و همچنين اصلاح امور است، بنابراين به كساني كه به حذف و يا نابودي يك جريان مي‌انديشند،‌ بايد توصيه كرد به جاي اين كار، با اعمال روش‌هاي نوين مدني آنها را به موافق خود تبديل كنند.

يكي از ضرورت‌هاي اساسي تداوم اصلاحات در كشور نهادهاي مدني است كه حزب يكي از اين نهادها به شمار مي‌رود، اما فشاري كه براي از ميدان خارج كردن رقيب و احزاب اعمال مي‌شود، شايد در كوتاه‌مدت مفيد قلمداد شود، اما بي‌ترديد راهي مطمئن براي شكست رقيب نخواهد بود، زيرا كه زود يا دير همين گونه اقدامات گريبانگير عاملان آن خواهد شد.
با اين توصيف به نظر مي‌رسد در اين مقطع تاريخي تبديل فضاي امنيتي به فضاي سياسي و اجتماعي، زنده كردن فضاي نقد و گفت‌وگو، تشكيل هيات‌هاي حل اختلاف و فرصت دفاع دادن به منتقدان در رسانه ملي بيش از هر زماني مي‌تواند آب رفته را به جوي بازگرداند. فراموش نكنيم افراد و جريان‌هايي كه امروز در مصدر قدرت نيستند و از رسانه‌ تاثيرگذار ملي براي بيان نظرات و ديدگاه خود محروم هستند، اصولا نمي‌توانند از مواضع خود كوتاه بيايند، زيرا در پايين دست جامعه نشسته‌اند و برعكس كساني كه همواره از كوتاه آمدن منتقدان صحبت مي‌كنند، بايد توجه كنند كه هميشه مجرياني كه در قدرت قرار دارند و هدايت جامعه را عهده‌دار هستند، بايد نيم نگاهي هم به رقيب انداخته و به خاطر در اقليت بودنش مقداري از خواسته‌ها و تمايلات خود كوتاه بيايند.
به هر حال بايد به انتظار نشست و ديد كه در شرايطي كه حيات و بقاي جناح اصلاح‌طلب به نزاع دو طيف رقيب خود وابسته است، كدام يك از آنها موفق خواهد شد حرف خود را بر كرسي بنشاند، طرفداران دولت يا منتقدان دولت در جناح اصول‌گرا.
اين انتظار چندان طولاني نخواهد بود و از هم‌اكنون مي‌توان با رصد كردن تحولات كشور پي به پاسخ آن برد!
ماهنامه گزارش.آبان۱۳۸۸


2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 12:25  توسط شهراد اثني عشري  | 

برشی بر وقایع انتخاباتی


حدود دو ماه از انتخابات دهم رياست جمهوري كه با چالش‌ها و التهابات زيادي هم همراه بود مي‌گذرد و فضا براي بررسي بيشتر انتخابات مناسب‌تر است. ناآرامي‌ها و اعتراضات خياباني پايان يافته و گرد و غبار حاصل از آن فرو نشسته و رسيدگي به شكايات و تخلفات انتخاباتي در بستر آرام‌تري دنبال شده است.
هدف اصلي اين نوشتار بررسي و يا تحليل نتايج انتخابات نيست، هر چند مروري بر آن خواهيم داشت، اما نگاه اصلي معطوف به زواياي اخلاقي در عرصه سياست و يا سياه و سفيد ديدن مسايل از سوي فعالان سياسي است كه تا حد زيادي بر التهابات و هيجانات ناشي از انتخابات افزود.
پيش از برگزاري انتخابات تا پس از اتمام آن همواره دو رويكرد و ديدگاه تقريبا افراطي در جامعه وجود داشت كه يكي برگزاري انتخابات و نتايج حاصل از آن را كاملا صحيح، سالم و به دور از هر گونه تخلف ارزيابي مي‌كرد و ديگري نيز كل نتايج حاصل از انتخابات را با تاكيد بر تخلف گسترده در آن به چالش مي‌طلبيد.
شايد با خواندن اين مطلب بگوييد كدام رويكرد واقعي‌تر است و حق مطلب را ادا مي‌كند و يا آيا ديدگاه سومي هم در اين خصوص وجود دارد؟ بدون شك انجام مناظره‌هاي تلويزيوني نامزدها نقش بسيار موثري در شفاف‌سازي ديدگاه نظرات آنها داشت و اگرچه با خارج شدن اصول اخلاقي از محور مناظره‌ها به جاي ارايه برنامه‌هاي مدون و كارشناسي‌شده، تخريب، تهمت و مخدوش نشان دادن چهره نظام و انقلاب جاي خود را در رسانه ملي محكم كرد، با اين حال با بررسي و مرور اين مناظره‌ها و درصد استقبال مخاطبان از آن به ويژه يكي از نامزدها كه با برنامه مدون و از پيش طراحي شده پا به ميدان گذاشته بود، ابهاماتي در سطح افكار عمومي به وجود آمده كه چه طور مي‌شود آراي اين نامزد با توجه به عقلاني بودن پاسخ‌هايش اين قدر پايين باشد.
چرا آراي محسن رضايي كه به گفته صاحب‌نظران كمترين حاشيه را در مناظره‌ها داشت و جزء فرهيختگان عرصه سياست به شمار مي‌رود، بايد پايين‌تر از حد معقول و انتظار باشد؟ يا چرا در برخي از حوزه‌ها ميزان مشاركت مردم بيش از صددرصد بود؟! اين ابهامات همراه با ارايه پاسخ‌هايي كه براي افكار عمومي قانع‌كننده نبود، به التهابات موجود در سطح جامعه افزود تا طرفداران رويكرد دوم بحث تخلفات گسترده در انتخابات را مطرح كنند.

استدلال طرفداران اين ديدگاه آن است كه در غياب حضور گسترده مردم در انتخابات گذشته، پايگاه سنتي اصول‌گرايان مشخص است و معلوم و اگر برخي از تحريم‌كنندگان امسال اقدام به مشاركت گسترده كردند، ناشي از نگراني آنها از وضع موجود بوده، بنابراين مشاركت 85 درصدي راي‌دهندگان بيش از آن كه حاصل دفاع از عملكرد دولت نهم باشد، ناشي از اقبال آنها به نامزدي است كه به‌زعم آنان براي تغيير وضع كنوني آمده است.
البته در فضاي حساس انتخابات به دليل محكم بودن جو احساسي امكان ارايه تحليل واقعي وجود نداشت، اما اين پيش‌بيني كه رقابت اصلي بين آقايان احمدي‌نژاد و موسوي خواهد بود، افكار عمومي را تحت تاثير قرار داده بود، اما هيچ كس نمي‌توانست از پايين بودن بيش از حد آراي دو نامزد ديگر تعجب نكند، زيرا در زادگاه خود نيز موفقيت چنداني به دست نياوردند.
به هر حال بيشتر مردم و فعالان سياسي تصور مي‌كردند با پخش آرا ميان دو نامزد اصلي، رقابت‌ها به دور دوم كشيده خواهد شد كه البته اين گونه نشد تا صداي معترضان به نتايج انتخابات بلند شود. از سوي ديگر طرفداران رويكرد اول نيز با اشاره به اختلاف بالاي آراي دو نامزد اصلي، امكان تخلف گسترده در انتخابات را رد مي‌كنند و رقيب و طرفداران او را به ايجاد اغتشاش و ناآرامي در كشور متهم مي‌كنند.
هر دو گروه البته استدلا‌ل‌هاي خاص خود را دارند، اما از آن جا كه انسان هميشه جايزالخطا بوده و هست، امكان خطاي نرم‌افزاري در يك يا چند مرحله از انتخابات دور از ذهن نيست و اگر هم عمدا خطايي از سوي شخص يا اشخاص در شمارش آرا صورت گرفته باشد، بايد به طور دقيق بررسي و ريشه‌يابي شود تا افكار عمومي اعتماد خود را به نظام از دست ندهند. در عين حال، اگر معترضان به نتايج انتخابات از ابتدا از كانال‌هاي رسمي و قانوني اعتراضات خود را پي‌ مي‌گرفتند، فرصت براي بدخواهان و سوءاستفاده‌كنندگان از مسايل اخير به وجود نمي‌آمد. به گفته تحليلگران اگر رسانه ملي كه به گفته مسوولانش قرار است پس از انتخابات به رويكردهاي مناظره‌اي خود ادامه دهد، اين بار و پس از اعلام نتايج آراء اين فرصت و امكان را براي برخي نامزدهاي انتخابات فراهم مي‌كرد تا رو در رو با مردم مسايل و دغدغه‌هاي خود را مطرح كنند، شايد كار به ناآرامي و سرانجام كشته و مجروح شدن شماري از مردم نمي‌انجاميد.

كانال شوراي نگهبان عبور كردند و صلاحيت و شايستگي آنان براي اداره كشور اثبات شده بود كه پا به عرصه رقابت‌ها گذاشتند، بنابراين همگي در دايره «خودي» قرار دارند و مي‌شد فرصتي براي ابراز دفاعيات خود از رسانه ملي پيدا كنند كه اين گونه نشد.
بنابراين كساني كه در تحليل‌هاي خود همواره رقيب خود را به ايجاد آشوب و ناآرامي‌ متهم مي‌كنند، اگر از ابتدا فرصت بيان ديدگاه‌ها و استدلالات نامزدها در جريان انتخابات را از رسانه‌ ملي پيدا مي‌كردند، هيچ گاه مجبور به آمدن به خيابان‌ها و نشان دادن اعتراض خود نبودند. با اين توصيف هر دو گروه‌ حامي دو نامزد اصلي اگر از اول با متانت و آرامش بيشتري امور مربوط به انتخابات را دنبال مي‌كردند، دامنه اختلاف اين قدر بالا نمي‌گرفت كه برخي، از احساسات پاك معترضان سوء‌استفاده كرده و در بين صفوف آنان شكاف ايجاد كنند و هدف اصلي خود را كه همان دامن زدن به آشوب‌هاي خياباني و تخريب اماكن عمومي است، پي بگيرند.
در جريان انتخابات و پس از پايان مهلت راي‌گيري بداخلاقي‌هاي زيادي از سوي برخي رسانه‌هاي خبري به وجود آمد كه فضاي جامعه را متشنج كرد. برخي از اين خبرگزاري‌ها در حالي كه هنوز راي‌گيري ادامه داشت، از پيروزي مطلق نامزد خود آن هم با آراي بالاي 20 ميليون نفر خبر دادند! با انتشار اين گونه خبرها بدون شك اذهان عمومي را مخدوش كرده و اين شائبه را به وجود مي‌آورد كه در انتخابات احتمال تخلفات گسترده وجود داشته كه از قبل ار شمارش آراء نتايج آن اعلام مي‌شود. بنابراين رويكرد اتخاذشده از سوي اين رسانه‌ها نيز يكي از عوامل بروز ناآرامي‌ها و ايجاد شائبه تخلف در انتخابات بود.
در جريان اين ناآرامي‌ها به ويژه در تهران تلفن‌هاي همراه، پيامك‌ها و دسترسي به اينترنت بسيار مشكل بود و هنگامي كه راهپيمايي انجام مي‌‌شد، تلفن‌هاي همراه و پيامك‌ها قطع مي‌شد. اگرچه قطع شدن اين سيستم‌ها به دلايل امنيتي بوده، اما رويكرد نادرست توزيع اخبار و اطلاعات موجب بي‌اعتمادي مردم به مسوولان ذي‌ربط شد. شهروندان تهراني مي‌دانند كه قطع اين سيستم‌ها به دلايل مسايل انتخابات و پيامدهاي ناشي از آن است تا امكان سوءاستفاده توسط اغتشاشگران به حداقل ممكن برسد، اما با اين حال مسوولان مربوطه به ويژه وزارت ارتباطات در اين باره اعلام مي‌كردند مشكلات فني موجب قطع پيامك‌ها شده كه البته كسي هم اين گفته‌ها را باور نمي‌كرد.

بايد به اين نكته اشاره كرد كه تمامي نامزدها از
همان گونه كه اشاره شد، مردم تهران دلايل قطع اين سيستم‌ها را مي‌دانند و بر ضرورت اين اقدام نيز آگاه هستند، اما هيچ گاه هيچ مقام مسوولي نيامد پاسخي صحيح و منطقي به مردم بدهد كه اين امر در بي‌اعتمادي مردم به آنان نقش موثري ايفا كرد. اين گونه رفتارها بدون شك به اعتماد عمومي لطمه مي‌زند و شايسته است در آينده از تكرار اين گونه اقدام‌ها جلوگيري شود.
به گفته صاحب‌نظران يكي از انتقادهاي وارد شده به نظام مديريتي ما پايبند نبودن به قانون و يا به عبارتي قانون‌گريزي است كه مشكلات و تبعات فراواني را به كشور وارد كرده است كه اين معضل متوجه يك جريان يا جناح خاص نيست، بلكه عموميت دارد و همه فعالان سياسي در هر گروه يا جرياني را شامل مي‌شود. با وجود آن كه همگان بر ضرورت پيروزي از قانون اساسي تاكيد مي‌كنند، اما هنگامي كه منافع خود يا جريانشان به خطر مي‌افتد، به تنها چيزي كه پايبند نيستند، قانون است كه متاسفانه اين رويه خلاف اخلاق و عرف، لطمات جبران‌ناپذيري را متوجه نظام و كشور كرده است.
جدا از اين مساله كه هر جريان در انتخابات اخير كوشيد خود را سالم و پايبند به اخلاق نشان دهد، بايد به ابعاد اخلاقي قضيه بيشتر توجه كرد. روزها و ايامي كه از برگزاري انتخابات گذشته، براي كساني كه خود را مقيد به ارزش‌هاي ديني، اخلاقي، ملي و انقلابي مي‌دانند، روزهاي سخت و عبرت‌آموزي است. اگرچه مساله به انتخابات رياست جمهوري بازمي‌گردد، اما بطن ماجرا مربوط به تفسير و روايتي است كه از چگونگي يك رخداد و واكنش‌هاي مختلف عرصه سياست در حاشيه آن حكايت مي‌كند.
در هر دو گروه رقيب افراد برجسته، عالم، متفكر، مومن و انقلابي وجود دارند كه از زاويه و دريچه خاص خود به مسايل نگاه مي‌كنند كه اين در نوبه خود امر پسنديده‌اي است، اما وقتي حرمت‌ها شكسته شود، احترام‌ها از بين برود و همه هستي و زندگي فقط در بودن يا نبودن يك جريان خاص خلاصه شود، شيريني‌ها تبديل به تلخي‌ شده و امكان زندگي در يك جامعه توام با اخلاق ديني از بين مي‌رود.

بايد به اين واقعيت توجه داشت كه هيچ كس معصوم نيست، بنابراين چه نامزدها و چه فعالان سياسي احزاب و جريان‌ها نبايد فقط خود را بر حق بدانند و رقيب خويش را باطل بشمارند، زيرا با اين تفكر هيچ گاه نمي‌توان انتظار آرامش داشت، همان گونه كه نمي‌شود با زور و تحكم، تفكر خود را بر ديگران حاكم كرد.
به هر حال انتخابات دهم نيز با تمام حاشيه‌هاي تلخش پايان يافت تا برگي ديگر از تاريخ انقلاب ورق بخورد. در اين انتخابات اگر مديران مسوول قدري با درايت و هوشمندي بيشتري رفتار مي‌كردند، بدون شك از تبعات ناآرامي‌ها به شدت كاسته مي‌شد. به عبارتي روشن‌تر متاسفانه سوءمديريت و كم‌تدبيري دو عامل مهمي بود كه موجب شد اعتراضات به اغتشاشات و آشوبگري تبديل شود. به گفته بسياري از صاحب‌نظران آگاه و بي‌طرف اگر اجازه صدور مجوز براي برگزاري تجمعات آرام به معترضان به نتايج انتخابات داده مي‌شد، شاهد تحريك احساسات آنها نبوديم.
رفتارهاي منطقي و بي‌طرفانه از سوي مقام‌هاي ذي‌ربط به ويژه رسانه‌ ملي مي‌توانست مانند آبي بر آتش اختلافات افتد و آن را خاموش كند، اما فرصت ندادن اين رسانه‌ به نامزدهاي انتخابات بعد از برگزاري آن عملا باعث تحريك احساسات آنها و تقويت شائبه حمايت كامل صدا و سيما از يك نامزد انتخاباتي شد.
علاوه بر اين مسوولان اجرايي شايسته‌تر بود براي تنوير افكار عمومي در محافل و مجامع دانشگاهي حضور مي‌يافتند و به ابهامات موجود پاسخ مي‌دادند تا باعث كاهش دامنه اعتراضات شوند، اما متاسفانه برخي به جاي اين كار عملا نمك بر زخم پاشيده و طرفداران خود را راهي خيابان‌ها مي‌كردند تا در برابر هواداران نامزد رقيب زورآزمايي كنند!
در نهايت انتخابات 22 خرداد آخرين انتخابات كشور نبوده و نيست و بعد از اين هم انتخابات مجلس، شوراها و رياست جمهوري خواهيم داشت، انتخاباتي كه ميزان حضور و مشاركت مردم در آنها مي‌تواند پاسخگوي بسياري از ابهامات كنوني باشد.

ماهنامه گزارش.مرداد۱۳۸۸


2 نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 15:34  توسط شهراد اثني عشري  | 

مسوولان ديروز در مقابل اداره‌كنندگان امروز


پايان رقابت‌هاي انتخابات رياست جمهوري معمولا آغازي بر گسترش دامنه دوستي‌ها، تعاملات و رايزني‌ احزاب، نامزدها و فعالان سياسي براي تحكم پايه‌هاي نظام و كشور است، با اين حال برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري آن هم با حاشيه‌هاي فراوان نشان مي‌دهد كه متاسفانه هنوز احزاب و جناح‌هاي سياسي با قواعد بازي و چگونگي برخورد با رقيبان خود آشنا نيستند و بيش از آن كه در مسير عقلانيت گام بردارند، ترجيح مي‌دهند با «احساس» وارد منازعات سياسي شوند.
بالاخره انتخابات 88 نيز با اما و اگرها و حاشيه‌هاي جالب و در عين حال تلخ و عبرت‌انگيز به پايان رسيد تا محمود احمدي‌نژاد بار ديگر بر صندلي رياست جمهوري براي چهار سال آينده باقي بماند. نيازي به ذكر آمار دقيق و تفكيك‌شده و نتايج انتخابات نيست و همگان با برداشت‌ها و حدس و گمان‌هاي خود در جريان نتايج آراء‌ هستند، اما مسلما يكي از پديده‌هاي اين دوره از انتخابات ميزان مشاركت فعال و آگاهانه ملت پاي صندوق‌هاي اخذ راي است،‌ واقعيتي كه در طول سال‌هاي گذشته كمتر ديده و يا شنيده‌ايم.
براي بررسي دقيق‌تر اين انتخابات و چرايي گسترده مردم در پاي صندوق‌هاي راي نظرات و ديدگاه‌هاي مختلفي وجود دارد، اما بدون‌ شك حساسيت اين دوره از انتخابات آن قدر بالا بود كه بايد به نوعي تمام آحاد مردم براي تعيين سرنوشت خود به حوزه‌هاي راي‌گيري مي‌رفتند، لذا بدين منظور يكسري اقدامات، برنامه‌ها و سياست‌هايي طراحي و اجرا شد تا مردم را تشويق به حضور در صحنه كنند.
مدت‌ها قبل از آغاز رسمي فعاليت‌هاي تبليغاتي، البته مباحث انتخابات در سطح جامعه از سوي طيف‌هاي مختلف سياسي مطرح شده بود كه مردم را در دو گروه حاميان و مخالفان وضع موجود تقسيم‌بندي مي‌كرد.
طبق اين تقسيم‌بندي طرفداران احمدي‌نژاد در زمره گروه اول و طرفداران سه نامزد ديگر نيز جزو دسته دوم محسوب شدند و بدين‌ترتيب تمامي فعاليت احزاب و گروه‌هاي سياسي صرفا متمركز بر اين ايده بود تا اينكه با اجازه دادن به صدا و سيما براي برگزاري مناظره‌هاي تلويزيوني عملا نقطه عطفي در تاريخ انتخابات ايران به ثبت رسيد.
ظاهرا طبق تصميمات در نظر گرفته شده و به منظور داغ كردن تنور انتخابات چهار نامزد تاييد صلاحيت‌ شده در پشت ميز آبي رنگ نشستند تا در پوشش اعلام برنامه‌هاي خود به تنوير افكار عمومي بپردازند. با اين وجود و به‌رغم اينكه اين اقدام رسانه ملي نقش تاثيرگذاري در نشاندن مردم پاي تلويزيون‌ها داشت، متاسفانه حريم اخلاقي و حرمت برخي از نامزدها نگه داشته نشد تا در اذهان عمومي تصوير مخدوشي از مقابله كانديداها با يكديگر نقش ببندد.

اگر چه سهم عمده رسانه ملي در شفاف‌سازي فضاي انتخابات بر كسي پوشيده نيست و اين اقدام در طول تاريخ انقلاب بي‌سابقه است، با اين حال نقدهاي زيادي بر مجري و نحوه اداره اين مناظره‌ها وجود داشت كه تا حد زيادي سايه سنگين خود را بر آنها گسترانيد.
بيشترين انتقادات وارد شده به اين مناظره‌ها، زير سوال بردن چهره‌ها و شخصيت‌هاي ممتاز كشور است كه در طول 24 سال گذشته (تا قبل از 84) به فساد، تبعيض و رانت‌خواري متهم شده‌اند. به گفته صاحب‌نظران اگر به اتهامات اين شخصيت‌ها و صحت آنها هم واقف باشيم، با اين حال عدالت‌ رسانه‌اي حكم مي‌كرد تا قبل از صدور حكم توسط مراجع ذي‌صلاح قضايي نام شخص مطرح نشود و در صورت بروز چنين مشكلي طرف‌هاي غايب در مناظره بتوانند در اين رسانه‌ از خود دفاع كنند. صرف اينكه به صورت يك‌جانبه در صدا و سيما يك شخص يا يك جريان مورد اتهام و حمله قرار گيرند، بدون آن كه فرصت دفاع از خود داشته باشند، چندان پسنديده نيست.
به هر حال با ابتكار رسانه ملي ميزان مشاركت مردم در انتخابات بسيار بالاتر از آنچه پيش‌بيني مي‌شد، افزايش يافت تا اولين هدف و رويكرد نظام با موفقيت به پايان رسد. پس از آن نوبت به جناح‌هاي درون قدرت رسيد تا به شكلي سرخوردگي و ناكامي‌هاي گذشته خود را با تقسيم‌بندي مردم به دو گروه موافقان و مخالفان وضع موجود يا خودي و غيرخودي در صحنه رقابت‌ها جبران كنند.
دوقطبي شدن انتخابات و نگراني همگان از اين فضاي دوقطبي هم موجب شد تااين پروسه به اجرا در نيايد. اصلاح‌طلبان و اصول‌گرايان كه ماه‌ها قبل از انتخابات استراتژي و برنامه‌هاي خود را تدوين كرده بودند، با زدن انگ‌هاي مختلف به يكديگر هر كدام كوشيدند طرف مقابل را به بي‌لياقتي در اداره امور متهم كنند، از اين رو هر قدر كه به انتخابات نزديك‌تر مي‌شديم، حجم و دامنه تخريب‌ها، تهمت‌ها و نزاع‌هاي سياسي بيشتر و بيشتر مي‌شد.
در اين صحنه رقابت البته به جاي طرح ديدگاه‌ها و برنامه‌هاي نامزدها، تلاش شد گروهي از اداره‌كنندگان ديروز در مقابل مسوولان امروز قرار گيرند تا به نوعي در نظر مردم صحنه انتخابات به عرصه نبرد حاميان اشرافيت با طبقه تهي‌دستان جامعه تبديل شود. اين تلاش هم به سرانجام رسيد، به گونه‌اي كه حجم گسترده‌اي از طبقات فرودست جامعه با اعلام حمايت از سياست‌ها و برنامه‌هاي احمدي‌نژاد، با ايجاد يك موج عظيم اجتماعي كوشيدند با اداره‌كنندگان ديروز جامعه چالشي مدني به وجود آورند تا از قبل آن، اعتراض خود را به نحوه اداره كشور در سال‌هاي گذشته نشان دهند.

اين موج اجتماعي كه حاصل شكست برنامه‌هاي اصلاح‌طلبان در چند سال گذشته و شدت يافتن فاصله طبقاتي در جامعه است، آن چنان قدرت گرفت كه تا پايان انتخابات و حتي چندي پس از آن نيز ادامه يافت به طوري كه در خيابان‌هاي پايتخت انبوهي از هواداران دولت در حمايت از نامزد منتخب خود و در اعتراض به نظام اشرافيت دست به راهپيمايي زدند و عليه نماد اين جريان شعار سر مي‌دادند.
اين انتخابات اگر چه با اعلام وزارت كشور مبني بر پيروزي مجدد محمود احمدي‌نژاد به پايان رسيد، اما شيريني اين موفقيت براي طرفداران او با حاشيه‌هايي كه بعد از اعلام نتايج آراء به وجود آمد، به تلخي گراييد. گروهي از مردم و طرفداران ميرحسين موسوي كه معتقد به پيروزي نامزد خود بودند،‌از نحوه شمارش آراء گلايه كرده و خواستار بازشماري آراي به دست آمده شدند (كه طرفداران ميليوني آنها خيابان‌هاي اصلي پايتخت را از ميدان انقلاب تا ميدان آزادي و از ابتدا تا انتهاي خيابان ولي‌عصر بعضي روزها در اشغال راهپيمايي خود داشتند). دامنه اين اعتراض متاسفانه به خيابان‌ها كشيده شد به گونه‌اي كه برخي از فعالان سياسي اصلاح‌طلب در همان روزهاي اوليه بعد از انتخابات بازداشت و مدتي بعد آزاد شدند. در جريان انجام اين اعتراضات گروه اندكي نيز كه معمولا دنبال فرصت‌طلبي و گرفتن ماهي از آب گل‌آلود هستند، ‌وارد معركه شده و با تخريب اموال عمومي كوشيدند ناآرامي‌ها را به برخي از نامزدها مرتبط كنند.
شايد در جامعه امروز، اعتراض به رفتار حاكمان امري عادي و رويه‌اي طبيعي در دنياي سياست باشد، اما مسلما هر گونه اعتراض و انتقاد جدي به هر شخص حقيقي يا حقوقي و فعالان سياسي و دولتمردان بايد در چارچوب قانون اعمال شده و در مسير مسالمت‌آميز طي شود تا خداي ناكرده با مسموم شدن فضاي جامعه بهانه به دست بدخواهان، افراطيون و گروه‌هاي فشار براي سوءاستفاده از مسووليت‌ها محوله و استفاده نادرست از قدرت فراهم نشود.
اينكه چرا احمدي‌نژاد پيروز شد و به چه دليل ساير نامزدها از جمله مهندس موسوي، كروبي و يا رضايي به نحوه برگزاري انتخابات معترض بودند، ‌هدف اين نوشتار نيست، اما آنچه كه مهم به نظر مي‌رسد آن است كه هر گونه نقد و اعتراضي بايد از كانال‌هاي رسمي و قانوني عبور كرده و با حركت به سمت الگوهاي مسالمت‌آميز و مدني تا رسيدن به احقاق حق ادامه يابد تا هم معترضان شكايت خود را پيگيري كنند و هم فضا براي درگيري‌ها خياباني و اعمال خشونت فراهم نشود.

به هر حال اكنون احمد‌ي‌نژاد رييس جمهوري است و بايد طبق قول‌ها و وعده‌هايي كه به مردم داده عمل كند و بي‌شك كساني كه به او راي دادند منتظر تحقق شعارها و برنامه‌هاي رييس جمهوري منتخب هستند. احمدي‌نژاد در جشن پيروزي خود در ميدان ولي‌عصر قول‌هايي به حاميان خود داد كه اميدواريم برخلاف دوره قبل كه برخي از آنها را كتمان كرد و برخي عملي نشد، اين بار به دقت و به درستي از فرصت‌ به وجود آمده براي اجراي شعارها و برنامه‌هاي خود استفاده كند.
حركت به سمت پيشرفت و توسعه، مبارزه جدي با تورم و گراني، سامان بخشيدن به وضعيت معيشتي مردم، اجراي عدالت و مبارزه با ظلم و تبعيض كه از اصلي‌ترين شعارهاي احمدي‌نژاد است، بايد در طول 4 سال آينده تحقق يافته و به منصه ظهور برسد.
مردم حالا قاطعانه از رييس جمهوري دولت دهم مي‌خواهند همان گونه كه با مسوولان و شخصيت‌هايي كه از بيت‌المال براي نزديكان خويش سوءاستفاده مي‌كردند، با نزديكان و دولتمردان دولت خود نيز اين گونه رفتار كند. در جريان مناظره‌ها بسياري از مردم ديدند كه سه نامزد ديگر رقابت‌ها، اتهام‌هايي را به نزديكان و حلقه نزديك دوستان احمدي‌نژاد در دولت زدند مانند پرونده اردبيل، سازمان تربيت بدني مبلغ 300 ميليارد توماني شهرداري تهران، وام كلان به برخي سرداران، هزينه‌هاي كلان صرف شده بدون سند و... كه هر چند با تكذيب رييس جمهوري مواجه شد، اما شفاف‌سازي خاص در اين باره صورت نگرفت و اينكه توقع و انتظار ملت از رييس جمهور برخورد قاطع و عادلانه با همه سوء‌استفاده‌كنندگان از بيت‌المال است تا اگر احتمالا تخلفي صورت گرفته، مردم در جريان آن قرار گيرند و اگر صحت ندارد باز هم به صورت شفاف مطرح شود تا همه در جريان امور قرار گيرند.
اما مهمترين خواسته ملت از رييس جمهوري آينده آن است كه در وهله اول طبق شعارهايي كه مطرح كرده، به وضعيت بيمارگونه اقتصاد كشور سامان بخشيده و فشار سنگين تورم را از دوش مردم بردارد تا از اين پس سفره‌هاي آنها از نعمت‌ها خدادادي همچون نفت و ساير مواهب طبيعي بهره‌مند شود. آقاي احمدي‌نژاد بنابر تاكيد فراواني كه بر مقوله عدالت و مبارزه با ظلم دارد، شايسته است در دوره جديد فعاليت خود با رقيب يا احزاب رقيب خود با مهرورزي رفتار كرده و فضا را براي نقد دلسوزانه آنان از عملكرد دولت باز گذارد تا همگان به مفهوم واقعي عدالت و مهرورزي بيشتر آشنا شوند.
همچنين با توجه به انتقادات گسترده مردم و فعالان سياسي و اقتصادي به برخي از مشاوران و وزيران دولت به ويژه مقام‌هايي كه با رفتارها و گفتارهاي ساختارشكنانه بهانه به دست بدخواهان مي‌دهند، در دولت جديد خود به نوعي آنها را كنار گذاشته و از مديران باتجربه و دلسوز ديگري استفاده كند.
... و سرانجام از رييس جمهوري انتظار مي‌رود در دولت جديد از مشاوراني استفاده كند كه تجربه و شايستگي لازم براي ارايه آمارهاي رسمي در زمينه‌هاي مختلف را داشته باشند. در چهار سال گذشته بسياري از اوقات آمارهايي از سوي نزديكان وي اعلام مي‌شد كه بعضا واقعي نبوده به گونه‌اي كه وجهه دولت را نزد افكار عمومي مخدوش مي‌كرد.
اكنون رقابت‌ها پايان يافته و رفاقت‌ها بايد آغاز شود. دميدن به آتش اختلاف جز شعله‌ور كردن آن حاصلي ندارد. رسيدگي به تخلفات احتمالي انتخابات وظيفه‌اي دشوار و حساس است كه انجام آن به مشروعيت بيشتر نظام خواهد افزود. وظيفه دشوار محصولي در وزارت كشور پايان يافت و اكنون بايد محصول او در دولت جديد مورد استفاده قرار گيرد. آيا او از پس اين وظيفه مهم برآمد؟
ماهنامه گزارش.تیر۱۳۸۸

2 نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 12:39  توسط شهراد اثني عشري  | 

اتفاقات جدید در آستانه انتخابات
مبارزه مدنی نامزدهای ریاست جمهوری در واپسین روزهای باقیمانده از زمان تبلیغات به صحنه رویارویی حلقه‌های انسانی در خیابان‌ها تبدیل شده است.

در حالی که با پایان آخرین مناظره تلویزیونی بین احمدی‌نژاد و رضایی که به گفته صاحب‌نظران به نفع رضایی تمام شد و قاعدتا مردم باید وارد پروسه انتخاب نامزد اصلح شوند، با این حال وقوع برخی اتفاقات و بدعت‌ها، عرصه رقابت‌های انتخابات را با اما و اگرهایی مواجه کرده که مسلماً با رویکرد اتخاذ شده در طول چند روز اخیر سنخیت ندارد.

میتینگ انتخابات احمدی‌نژاد که با تبلیغات فراوان و استفاده از امکانات قرار بود، عصر دیروز دوشنبه در مصلای تهران برگزار شود، به بهانه ازدحام جمعیت و عدم توانایی مسئولان ذیربط در استقرار احمدی‌‌نژاد در جایگاه از پیش تعیین شده لغو شد تا جمعیت انبوهی که با اتوبوس‌های در نظر گرفته شده از راه‌های دور و نزدیک برای شنیدن سخنرانی رئیس جمهوری گرد هم آمده بودند، متفرق شوند.

در همین حال یک اتفاق جالب دیگر نیز رخ داد و آن تشکیل حلقه‌های انسانی گسترده و در بلندترین خیابان پایتخت به نفع میر‌حسین موسوی بود که با نام موج سبز شهرت دارد. حامیان این نامزد انتخاباتی که از ابتدای خیابان ولیعصر واقع در میدان راه‌آهن تا انتهای آن میدان تجریش در حمایت از برنامه‌های وی به خیابان‌ها آمده بودند، با سردادن شعارهایی بر لزوم ایجاد تغییر در دستگاه اجرایی تأکید می‌کردند.

برخی تحلیل‌گران آمدن جمعیت انبوهی از هواداران موسوی به خیابان ولیعصر که در برخی نقاط به محل مصلای تهران ختم می‌شد را یکی از دلایل لغو میتینگ انتخاباتی احمدی‌نژاد ارزیابی می‌کنند!

اتفاق دیگر رخ‌داده به زیرپاگذاشتن عدالت در رسانه ملی بازمی‌گردد. از قرار معلوم پس از پایان مناظره رضایی و احمدی‌نژاد که با ارائه آمار و مستندات غیرقابل انکار پیروزی رضایی و اعتراف ضمنی احمدی‌نژاد به استدلالات او تمام شد، احمدی‌نژاد به بهانه تخریب دولت نهم در مناظره بین آقایان موسوی و کروبی، اقدام به ضبط مناظره‌ای یک طرفه برای حمله به موسوی و کروبی کرد تا در واپسین دقایق پایان تبلیغات از تلویزیون پخش شود تا دیگر سایز نامزدها وقتی برای دفاع از خویش نداشته باشند!

در همین حال یک اتفاق جالب دیگر هم رخ داده و آن پیوستن برخی از مسئولان ستادهای استانی احمدی‌نژاد با نام ستاد رضوان به اردوگاه رقیب یعنی مهندس موسوی است. این خبر اگرچه هنوز از سوی ستادهای انتخاباتی احمدی‌نژاد تأیید نشده است، با این حال اعضای گروه رضوان با صدور بیانیه‌ای در حمایت از موسوی وارد ستاد مرکزی این نامزد اصلاح‌طلب شدند.

وقوع این تحولات آن هم در آخرین روزهای باقیمانده تبلیغات مسلماً به‌نفع احمدی‌نژاد نخواهد بود و احتمال بروز تنش بین هواداران کاندیداها را افزایش خواهد داد.
 
2 نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 15:37  توسط شهراد اثني عشري  | 

جنگ و صلح
جدال انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری با گشوده شدن برگ‌هایی از تاریخ جنگ تحمیلی و نمودارهای آماری و رنگی وارد مرحله تازه‌ای شده است.

در طول چند روز گذشته که مباحث انتخاباتی با برگزاری مناظره‌های زنده از رسانه ملی به نقطه جوش خود رسیده، برخی از نامزدها کوشیدند به جای نقد برنامه‌ها و سیاست‌های رقیبان خود و یا دفاع از برنامه‌های خویش، از روش‌های غیراخلاقی برای جلب افکار عمومی استفاده کنند، در حالیکه بی‌شک حجم انتقادها و تخریب‌های صورت گرفته بیش از آنکه متوجه فرد یا افراد خاصی شود، فقط پایه‌های انقلاب و نظام را سست و لرزان می کند.

یک نامزد انتخاباتی که در این میان به افشاگری و حملات به رقبا شهرت یافته، به تازگی به تاریخ پناه برده و می‌کوشد با بازکردن گوشه‌ای از پرونده دوران دفاع مقدس، مسوولان وقت را به بی‌لیاقتی در اداره جنگ متهم کند. این درحالی است که همزمان جنگ نمودارهای آماری بین نامزدهای انتخاباتی همچنان با حرارت ادامه دارد و هر کدام تلاش می‌کنند آمارهای ارائه شده از سوی خود را موجه و صحیح نشان دهند.

هرچند با تکذیب‌‌های تازه سازمان‌ها مراجع ذیربط در خصوص اشتباه بودن آمارهای ارایه شده درباره نرخ تورم و مشخص شدن میزان واقعی آن، تاثیر قابل ملاحظه‌ای در سبد آرای این نامزد بوجود آورده که نگرانی حامیان رئیس دولت را باعث شده است، با این حال مشاوران احمدی‌نژاد همچنان معتقدند که در مناظره امشب وی با محسن رضایی باید ناگفته‌های دیگری از دوران جنگ تحمیلی مطرح شود تا مردم در جریان امور قرار گیرند که به چه دلیل در آن دوران مجبور به پذیرش قطعنامه شورای امنیت شدیم؟

این نامزد انتخاباتی که اخیراً در یکی از برنامه‌های تلویزیونی خود گفته بود اگر من در آن زمان مسوولیتی داشتم، نمی‌گذاشتم جام زهر نوشیده شود، مصمم است در جریان مناظره امشب در صورت نقد جدی رضایی از دولت نهم، پرونده فرمانده سپاه پاسداران در دوران جنگ تحمیلی و نیز موضوع فرار فرزند وی به خارج از کشور را باز کند تا بار دیگر از این شیوه تهاجمی برای تخریب رقیب خود استفاده کند.

در آن‌سو البته محسن رضایی نیز رقیب دست و پابسته‌ای نیست و با اطلاع از این حربه پا به میدان می‌گذارد تا مسایلی همچون بی‌اعتنایی رئیس‌جمهوری ایتالیا به احمدی‌نژاد و اجازه ملاقات ندادن به وی، پرونده استانداری اردبیل، التماس‌‌های مخفیانه به امریکا برای برقراری روابط تا قبل از انتخابات، عمل نکردن به وعده‌های خود، حرف‌های زیاد درباره نزدیکان رئیس‌جمهوری، ماجرای رسوایی بیمه ایران و الحاق حج و زیارت به سازمان گردشگری و ... را در صورت نیاز افشا کند.

طرح این مسایل از آن جهت اهمیت دارد که رضایی در مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور دارد و با آگاهی کافی از مستندات و آمارهای رسمی و پشت پرده رویدادهای کشور می‌تواند دست رقیب خود را رو کرده و در آخرین مناظره تلویزیونی اخبار و حوادث جالبی را رقم زند. باید به انتظار نشست و دید کدام‌یک از دو طرف برنده مناظره می‌شوند. مناظره امشب در واقع نبرد بین جنگ و صلح است!

2 نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 15:24  توسط شهراد اثني عشري  | 

مقابله با اخلاق؛ مفهوم جدید قدرت !
.
پخش مناظره‌های انتخاباتی از رسانه ملی بویژه اظهارات جنجال‌ برانگیز محمود احمدی‌نژاد حاکی از تغییر رویکردهای سیاسی نظام و ایجاد تحولی بزرگ در سطح جامعه در دهه چهارم انقلاب اسلامی است.

در طول سی سال گذشته بویژه هنگام برگزاری انتخابات به‌رغم حاکم بودن جو سنگین رقابتی هیچ‌کدام از نامزدهای انتخابات از اصول و روش‌‌های غیراخلاقی برای پیروزی بر رقیبان خود استفاده نکردند و ترجیح دادند برای حفظ منافع ملت و نظام هم که شده، چشم بر برخی واقعیت‌ها ببندند تا عرصه رقابت‌‌ها به جولانگاه جناح‌ها برای روکردن دست یکدیگر تبدیل نشود.

هر چند سوء‌استفاده برخی از مسوولان و دولتمردان از امکانات در اختیار خود در تمامی کشورهای دنیا از جمله ایران نیز از گذشته‌های بسیار دور وجود داشته است، با این حال رسانه‌ای شدن این فضا هر چند به شور و نشاط انتخابات و شفا‌ف‌سازی فضای انتخابات کمک خواهد کرد، اما مضرات آن مسلماً بیشتر از فایده‌های آن خواهد بود.

اینکه برخی از نامزدها پشت میز مناظره بنشینند و ناگهان 24 سال از تاریخ این کشور و انقلاب رابا زدن اتهام‌‌های سنگین به مسوولان عالی رتبه زیر سؤال ببرند تا حقانیت خویش را ثابت کنند، شاید ترفندی جذاب و عامه‌پسند برای جلب افکار عمومی باشد، اما بدون شک مصالح نظام و انقلاب اولین قربانی این مسلخ انتخاباتی خواهد بود. اگر واقعیت همین باشد که یکی از نامزدها در مناظره‌ها بر آن تأکید می‌کند، باید به این پرسش پاسخ داده شود که به چه دلیل مسوولان ذیربط در طول این سال‌ها از این تخلفات چشم‌پوشی کرده و فضا را برای سوء‌استفاده برخی از بیت‌المال فراهم کردند و اگر هم که این اتهامات واقعیت ندارد،‌ پس چرا از تریبون رسمی سیما پخش می‌شود؟

اگر چه در شجاعت و صراحت رئیس‌جمهوری شکی نیست، اما به چالش کشیدن ارباب حلقه  ها اقدام کم‌سابقه‌ای است که در این دور از انتخابات شاهد آن هستیم، شاید حمله بی‌سابقه احمدی‌نژاد به موسوی و کروبی به زعم مشاورانش بر درصد آرای او در انتخابات اضافه کند، اما تخریب نظام و مخدوش کردن چهره مظلوم انقلاب آن هم از سوی نامزدی که همواره بر اصول وارزش‌ها پافشاری می‌کند، اولین پیامد اظهارات جنجالی احمدی‌نژاد است.

آقای احمدی‌نژاد در اظهارات خود از کسانی نام می‌برد و به آنان اتهام می‌زند که خود در دولت آن‌ها رشد کرده و پله‌های ترقی را پیموده است. وی در زمان دولت هاشمی‌رفسنجانی به اولین پست‌های مدیریتی خود در فرمانداری و استانداری دست یافت و اگر از شیوه اداره کشور توسط هاشمی نگران بود، پس به چه دلیل در طول این سال‌‌ها لب فروبست و سخن نگفت و اکنون در آستانه انتخابات  این اظهارات را بیان می‌کند؟

حفظ صندلی قدرت به هر شکل ممکن و توسط هر سیاستمداری نباید موجب سست شدن پایه‌‌های نظام شده و به بهانه افشاگری، چهره نظام و انقلاب در نزد جهانیان مخدوش شود، چرا که این‌گونه سخن گفتن بیش از آنکه دل مردم را شاد کند، باعث شادمانی معاندان و دشمنان کشور خواهد شد.بالاخره همه نامزدها نیز مانند سایر مردم در این کشور زندگی می‌کنند و این‌‌گونه حمله‌ور شدن به پایه‌ها و ستون‌های انقلاب بی‌شک نه تنها جناح‌های رقیب بلکه دامان اتهام‌زنندگان را نیز خواهد گرفت، بویژه آنکه شخص اتهام‌زننده خود در دولت متهم حضور داشته، اما بجای تقبیح در سال‌های قبل از رئیس دولت تمجید هم می‌کرد.

... و بالاخره باید به این پرسش‌ اساسی پاسخ داده شود که چگونه می‌شود بازپرس ویژه رهبری، رئیس مجلس خبرگان رهبری، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، شهرداران و تمامی مسوولان 24 سال گذشته به فساد متهم شوند، بدون آنکه به کل نظام لطمه وارد نشود؟!

همان‌گونه که در ابتدای مطلب اشاره شد، به‌نظر می‌رسد چالش‌‌ها و اختلافات جناح‌های سیاسی در کشور آن‌قدر بالا گرفته که برخی پا بر روی رویکرد سیاسی نظام گذاشته و می‌‌کوشند تعریف جدیدی از قدرت ارائه کنند. این رویکرد مسلماً موجب ایجاد یک تحول بزرگ اجتماعی خواهد شد، تحولی که پیامدهای آن در آینده‌ای نه چندان دور سایه سنگین خود را بر عرصه سیاست خواهد گسترانید.
2 نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 16:9  توسط شهراد اثني عشري  | 

مناطره مصاحبه ای
اعمال برخی محدودیت‌ها و مجاز نبودن کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری در انتقاد از دولت نهم، اولین برنامه مناظره‌ تلویزیونی نامزدها را به فضایی کسل‌کننده، کلیشه‌ای و بدون برنامه‌ریزی تبدیل کرد.

در حالیکه سه‌شنبه شب میلیون‌ها نفر پای تلویزیون میخکوب شده بودند تا اولین مناظره کروبی و رضایی را تماشا کنند تا بتوانند راحت‌تر از لابلای اظهارات آنان، کاندیدای دلخواه خویش را برگزینند، با ابلاغ مصوبه کمیسیون انتخابات مبنی بر ممنوعیت انتقاد کاندیداها از احمدی‌نژاد در غیاب او، این مناظره به مصاحبه‌ای کلیشه‌ای و خسته‌کننده تبدیل شد که بیشتر مردم و فعالان سیاسی از نحوه برنامه‌ریزی و پخش آن تعجب کردند.
سردی گفتگو و نحوه اداره برنامه نیز بر مشکلات مناظره افزود تا حجم گسترده‌ای از مردم که انتظار تماشای یک برنامه زنده، پرهیاهو و هیجان‌انگیز انتخاباتی را داشتند، باز هم گلایه های خود را از رسانه ملی بیشتر بروز دهند. در این میان معلوم نیست که رفت و آمد برخی افراد هنگام پخش برنامه زنده و ارائه کاغذ دست نوشته به مجری یا کاندیداها به چه منظور و هدفی صورت گرفت و آیا برای رساندن پیام یا مطالب خاصی از سوی اتاق فرماندهی به این برنامه راه دیگری مثل استفاده از سیستم بی‌سیم وجود نداشت؟

این مسئله موجب شده بود کاندیداها نتوانند آنگونه که شایسته یک برنامه تلویزیونی است، به اظهار نظر بپردازند. با این حال جدا از مسائل حاشیه‌ای طرح مسائل خارج از بحث مناظره توسط کروبی و عدم توانایی او در دنبال کردن مسائل مورد بحث بصورت منطقی اعتراض غیر مستقیم محسن رضایی را نیز به دنبال داشت.

بطوری که او خواستار ادامه برنامه بصورت مناظره بود، نه مباحثه یا مصاحبه اما کروبی سعی می‌کرد بدون توجه به محور سؤالات، صرفاً به کلی‌گویی اکتفا کرده و فقط به نوعی از خدمات خود در طول سال‌های گذشته تعریف و تمجید کند.

شاید تاکید چند باره کروبی مبنی بر مناظره نمایندگان کاندیداها با یکدیگر و جای خالی پخش آن در صدا و سیما هم به نوعی حاکی از ناتوانی شیخ اصلاحات در دفاع از برنامه‌ها و سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی وی بود. هر چند با پخش یک برنامه تلویزیونی بین این دو نامزد نمی‌توان نتیجه‌گیری کلی کرد، با این حال بدون دفاع و حمایت از نامزد خاص، برنده این برنامه را برغم وجود اشکالات فراوان آن می‌توان محسن رضایی قلمداد کرد.

این کاندیدای اصول‌گرا که تمایل به اداره برنامه بصورت مناظره و هیجان‌انگیزتر داشت، تا مباحثه، با این حال طرح منطقی‌تر برنامه‌ها، سیاست‌ها و پاسخ مناسب‌تر به پرسش‌های طرح شده نشان داد که وی حداقل در عرصه گفتگو چند قدم جلوتر از شیخ اصلاحات است.

با این همه و برغم تلاشی که رسانه ملی برای معرفی دیدگاه‌های کاندیداها به مردم انجام داد، به نظر می‌رسد این برنامه نتوانست به اهداف خاص خود نایل شود، زیرا بیشتر مخاطبان از سرد بودن فضای مناظره و عدم توانایی مجری برنامه در کشاندن مباحث به سمت چالش انگیز ناراضی بودند، البته یک احتمال دیگر هم هست شاید مجری برنامه بیش از آن اجازه اداره برنامه را نداشت!
* نام:
2 نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 12:27  توسط شهراد اثني عشري  | 

تغییر رویکرد تبلیغاتی احمدی‌نژاد
نامزد اصلی اصول‌گرایان در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم با تغییر رویکرد تبلیغات خود بار دیگر از شیوه تهاجمی برای پیروزی در عرصه رقابت‌ها استفاده کرد.

محمود‌ احمدی‌نژاد که پیش از این بارها مسئولان و دولتمردان گذشته را به عدم کارآمدی و همراهی با مافیای سیاسی و اقتصادی متهم می‌کرد، در پخش اولین فیلم تبلیغات خود از شبکه اول سیما بطور آشکاری تغییر جهت داد و با در پیش گرفتن لحنی آرام و به ظاهر منطقی سعی کرد در فرازهایی از بیاناتش که اتفاقاً برخلاف رویه معمول از روی دست نوشته قرائت می‌کرد، چهره‌ای معقول، آرام و صبور از خود نشان دهد، از این رو برخلاف چهار سال گذشته در این فیلم آن طور که بینندگان انتظار داشتند، هجمه و حمله‌ای به مخالفان دولت صورت نگرفت.

هر چند صاحب نظران امور سیاسی در پیش گرفتن این شیوه تبلیغاتی را حاصل مشاوره نزدیکان و مشاوران رئیس دولت می‌دانند، با این حال احمدی‌نژاد بار دیگر نشان داد که زیاد اهل تن دادن به مشاوره و گوش کردن نصایح دیگران نیست و از اینکه در جریان پخش فیلمش نتوانست آنگونه که دلش می‌خواهد دیگران را مورد حمله قرار دهد، ناراضی است، لذا کوشید بار دیگر با در پیش گرفتن روش تخریب و ضد حمله به رقبای انتخاباتی ، درصد آرای خود را بیفزاید. از این رو در ادامه سفرهای استانی خویش که البته شائبه سوءاستفاده از امکانات دولتی را در اذهان عمومی ایجاد کرده، بار دیگر به گفته خود دست به افشاگری زد و پرونده مافیای نفتی را برای مردم گشود تا از قبل آن بخشی از فشارهای وارده بر دولت را ظرف چند روز اخیر به طرف مقابل منتقل کرده و در عین حال بحران ناکارآمدی را به نوعی کنترل کند.

وی که معمولاً دوران 16 ساله گذشته را مورد انتقاد قرار می‌داد، ترجیح داد که در دور تازه حملاتش مسئولان و دولتمردان 24 سال قبل را هم وارد معرکه کرده و کارنامه اجرایی مسئولان انقلاب را زیر سئوال ببرد. اگر چه همگان با لحن تکراری و تکنیک سخن گفتن وی آشنایی دارند، با این حال متهم کردن مسئولان کشور و انقلاب آن هم از سوی بالاترین مقام اجرایی کشور نه تنها به صلاح نیست، بلکه فضا و بستر را برای سوء استفاده مخالفان نظام در آستانه انتخابات فراهم می‌کند.

اینکه به چه دلیل احمدی‌نژاد با همه مدیران و نظام مدیریتی چند ساله اخیر کشور مخالف است، هدف این نوشتار نیست، با این حال تخریب شخصیت‌هایی که در طول سال‌های گذشته برغم قبول برخی از اشتباهاتشان، جزیی از بدنه انقلاب و نظام بوده و هستند، بیش از آنکه به نفع رئیس دولت باشد، به ضررش تمام شده و پیامدهای مثبتی برای اردوگاه حامیان دولت نخواهد داشت.

اینکه همه شخصیت‌های کشوری اعم از هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی، مهدوی کروبی، محمدباقر قالیباف، علی لاریجانی و شمار دیگری از مسئولان اجرایی و تقنینی کارنامه موفقی نداشتند و همه به بیراهه رفتند و فقط احمدی‌نژاد درکی درست از مفهوم اداره کشور دارد، تفکر خطرناک و مغرورانه‌ای است که فقط می‌تواند از ذهن یک فرد تراوش کند!

2 نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 13:35  توسط شهراد اثني عشري  | 

ورود دستگاه قضایی به عرصه انتخابات
موضوع نظارت بر انتخابات با کشیده شدن به حوزه قضایی وارد مرحله تازه‌‌ای شده است.

این موضوع که پیش از این با عنوان کمیته صیانت از آراء توسط ستادهای انتخابات مهندس موسوی و کروبی پیشنهاد شده بود و بر ضرورت حفظ و نظارت بر آرای رأی‌دهندگان تاکید دارد، این بار بصورت جدی‌تر و منظم‌تر از سوی دستگاه قضایی پیشنهاد و ابلاغ شده است.

طبق اخبار دریافتی، هفته گذشته در یکی از جلسات شورای عالی قضایی که با حضور رئیس‌قوه قضاییه برگزار شده بود و به بررسی موضوع نظارت سازمان بازرسی کل کشور بر انتخابات اختصاص داشت، پس از طرح این موضوع واکنش تندی از سوی الهام وزیر دادگستری که عضو حقوقدان شورای نگهبان نیز هست، صورت گرفت و بلافاصله اعلام شد که این نظارت فقط در حوزه اختیارات شورای نگهبان است و نهاد دیگری حق نظارت بر انتخابات را ندارد.

پیشنهاد نظارت بر انتخابات که از سوی یک مقام عالیرتبه قضایی به مصطفی پورمحمدی رئیس‌سازمان بازرسی کل کشور اعلام شده بود، در این جلسه به بحثی جدل‌آمیز تبدیل شد، به گونه‌ای که آیت‌الله هاشمی شاهرودی در پاسخ به حامیان دولت می‌گوید: از قانون اساسی معنای انحصار در نظارت و منع انحصار در نظارت و منع نظارت قوه قضاییه برداشت نمی‌شود و همانطور که سازمان بازرسی کل کشور می‌تواند بر عملکرد همه دستگاه‌ها نظارت کند، بر انتخابات هم می‌تواند نظارت کند، از این رو به مصطفی پورمحمدی دستور می‌دهد نظارت بر انتخابات را به سراسر کشور ابلاغ کند.

پس از پایان جلسه فشار طرفداران دولت بر رئیس‌ سازمان بازرسی کل کشور زیاد می‌شود و با مطرح کردن صدور حکم بازنشستگی مصطفی پورمحمدی می‌کوشند وی را در دو سال زودتر از موعد مقرر به حاشیه کشانده و او را از خدمات سازمان دور کنند!

به گفته صاحب‌نظران معلوم نیست که چرا حامیان دولت با مطرح شدن موضوع نظارت بر انتخابات وحشت دارند و مرتب در موضعگیر‌ی‌های خود فقط شورای نگهبان را مسوول انجام این امر مهم تلقی می‌کنند. اگر قرار است روند اجرایی انتخابات شفاف و سالم برگزار شود که قطعاً همینگونه نیز خواهد بود، پس حامیان سفت و سخت احمدی‌نژاد چرا باید از این موضوع دل‌چرکین و نگران باشند؟ معمولاً اشخاصی از این مسأله باید بیم داشته باشند که بخواهند در روند انتخابات دخالت کرده و به نفع یک نامزد خاص اعمال نظر کنند، اما با توجه به اظهارات مسوولان اجرایی انتخابات و اعضای شورای نگهبان، طرح این موضوع نه تنها نباید موجبات نگرانی آنان را پدید آورد، بلکه باید با استقبال آنها نیز روبرو شود. بنابراین کشیده شدن پای دستگاه قضایی به مقوله نظارت بر انتخابات را فقط در جهت حفظ و صیانت از آرای مردم باید در نظر گرفت.

2 نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 13:12  توسط شهراد اثني عشري  | 

نقد از نقاد ...!
 
نامزد اصلی اصول‌گرایان در انتخابات سال 1384 که با رویکرد نقد دولت‌های قبلی به میدان آمده بود، در رقابت‌های ریاست جمهور امسال اسیر شعارها و برنامه‌های تبلیغاتی خود شد.

محمود احمدی‌نژاد که در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم با شعارهای معیشتی بویژه آوردن نفت بر سر سفره مردم موفق به پیروزی شده بود، امسال اسیر تاکتیک خود ساخته خویش شد تا بیش از همه طعم تلخ انتقاد و تخریب عملکردها را در حوزه اجرا و عمل بچشد.

وی که به صراحت لهجه و انتقادات گزنده از عملکرد دولت‌های پیشین شهرت دارد، با در پیش گرفتن سیاست تهاجمی قدرت را بدست گرفت و امروز این سیاست را به رقیبان خود واگذار کرده و چاره‌ای جز دفاع از عملکرد چهار ساله خویش ندارد.

رئیس دولت نهم در سال 1384 به نماد تغییر وضع موجود شهره شد و طرفدارانش او را به عنوان منادی عدالت و حمایت از محرومان شناختند تا بالاخره توانست نامزد اصلی عرصه قدرت و ثروت را از دور رقابت‌ها خارج کند، اما امسال با چهار سال گذشته تفاوت زیادی پیدا کرده و او با اعمال سیاست‌های ساختار‌شکنانه، انتقاد بسیاری از اقتصاددانان، کارشناسان و صاحب‌نظران را برانگیخته، به گونه‌ای که برای اولین بار در تاریخ انقلاب اسلامی تمامی نامزدهای این دوره از انتخابات با در پیش گرفتن رویه‌ای مشابه، به شدت عملکرد دولت را زیر سؤال بردند و او را به بی‌کفایتی در عرصه مدیریتی متهم کرده‌اند.

احمدی‌نژاد اما مانند سنوات قبل همچنان به پاسخ‌های پوپولیستی می‌پردازد و می‌کوشد به جای دفاع منطقی و اصولی از کارنامه خویش، منتقدانش را به عنوان کارشکن در سطح جامعه معرفی کند و مانند همیشه باز سخن از افشاگری به میان آورده و خطاب به مخالف خود آن‌ها را به افشاگری تهدید می‌کند. در حال حاضر آقایان موسوی، کروبی و رضایی سه نامزدی هستند که همگی علیه احمدی‌نژاد و سیاست‌های ناکارآمد وی موضع‌گیری کرده‌اند.

مهندس موسوی وی را به ضدیت با برنامه‌ریزی، بی‌قانونی و بی‌توجهی به تولید ملی، کروبی او را به اتلاف منابع و ضدیت با بخش خصوصی و رضایی نیز وی را به ایجاد ناامنی اقتصادی و سوءمدیریت اقتصادی متهم می‌کنند. انگار وقایع تاریخی دوباره درحال تکرار شدن است.

اگر چهار سال پیش احمدی‌نژاد بی‌رحمانه دستاوردهای دولت‌های قبل را نادیده می‌گرفت و آنان را به کارشکنی و بی‌لیاقتی متهم می‌کرد، امسال ورق برگشته و سه نامزد دیگر مانند او دست به کار شده و سرسختانه سیاست‌ها و برنامه‌های او را نقد کرده و زیر سؤال می‌برند تا به مصداق این واقعیت پی ببرند که «از هر دست بدهی، از همان دست پس می‌گیری»!

به گفته آگاهان سیاسی و کارشناسان، اتخاذ شیوه یکسان تبلیغات سه نامزد این دوره از انتخابات علیه نامزد اصلی اصول‌گرایان، ناشی از طرح و ایده احمدی‌نژاد است که در دوره قبل از سیاست‌های تهاجمی برای حمله به رقیبان خود استفاده کرد، و در این دوره باید تاوان آن را بپردازند، زیرا هرکس که باد بکارد، مسلماً طوفان درو خواهد کرد.

اکنون باید به انتظار نشست و دید که انتقادات تند و گزنده نامزدها از رئیس دولت نهم و پاسخ‌های افشاگرانه احمدی‌نژاد به آن‌ها چه نتیجه‌ای منجر خواهد شد.

2 نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 14:5  توسط شهراد اثني عشري  | 

تقابل مجمع و دولت در پرونده هسته‌‌ای

 


تقابل حامیان احمدی‌نژاد یا اصول‌گرایان منتقد دولت درباره پرونده هسته‌ای کشور فضای تشنج‌آفرینی را در صحنه سیاسی جامعه بوجود آورده است.

حامیان دولت که همواره مدیران و دولت‌های پیشین را به ناکارآمدی و بی‌لیاقتی در عرصه مدیریت متهم کرده‌اند، در آستانه برگزاری انتخابات بار دیگر بر آتش اختلاف در اردوگاه طرف مقابل دمیدند تا در زمان انجام تبلیغات انتخابات از ابزار امنیتی برای پیشبرد اهداف و برنامه‌های خود سود جویند.

با وجود آنکه سیررسیدگی و پیگیری امور مربوط به پرونده هسته‌ای در اختیار یک نهاد یا ارگان خاصی نیست و شورای عالی امنیت ملی، ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی با تمکین از رهنمودهای مقام معظم رهبری در هر دوره درباره این پرونده موضعگیری می‌کنند، با این حال احمدی‌نژاد و طرفداران او که در این ایام از هیچ ابزاری برای تخریب مدیران گذشته صرف‌نظر نمی‌کنند، دیگر بار ضمن حمله به قرارداد موسوم به سعدآباد در تهران که در زمان ریاست‌جمهوری سیدمحمدخاتمی منعقد شد، آن را ننگین خواندند و از مسئولان وقت شورای عالی امنیت ملی به شدت انتقاد کردند.

این در حالی است که در هر دوره شورای عالی امنیت ملی نمی‌تواند بدون هیچ مجوز و حمایت‌های مقام معظم رهبری اقدام به تصمیم‌گیری در این خصوص کند و با وجود آنكه همگان از اين روند معمول آگاهي دارند، با اين حال طرفداران دولت بدون عنايت به اين واقعيت همچنان معتقدند كه توافقنامه سعد‌آباد ننگين است و آنها توانسته‌اند در اين چهار سال كشور را از قعر به اوج برسانند!

اين كشمكش‌ها آنقدر ادامه يافت كه بالاخره كاسه صبر مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام به سر آمد و حسن روحاني دبير اسبق شوراي عالي امنيت ملي با انتشار بيانيه شديد الحني، به حاميان دولت اخطار كرد كه دست از دروغ پردازي و بداخلاقي بردارند، در غير اين صورت دست به افشاگري‌هايي در پرونده هسته‌اي خواهد زد.

در اين بيانيه با انتقاد شديد از سوءاستفاده‌هاي تبليغاتي طيف حاميان دولت از پرونده هسته‌اي آمده است. براي آخرين بار به مراكز تهيه آتش دولت تذكر مي‌دهيم اگر دست از اين بداخلاقي‌هاي تبليغاتي بر ندارند و با پرونده حساس هسته‌اي بخواهند بازي تبليغاتي راه بياندازند، براي دفاع از منافع ملي كشور، مجبور به افشاگري و چاپ اسنادي هستيم كه حقايق را روشن خواهد كرد و مردم درخواهند يافت كه چه هزينه‌اي را بابت بي‌كفايتي‌هاي برخي مسئولان در سال‌هاي اخير پرداخته‌اند.

هشدار حسن روحاني به احمدي‌نژاد و طرفداران او در حالي است كه طي چند روز گذشته انتقادات شديدي از سوي دولت به مسئولان سابق شوراي عالي امنيت ملي درباره پرونده هسته‌اي و توافقنامه سعدآباد شده است، به گونه‌اي كه دو طيف از جناح اصول‌گرا را مقابل هم قرار داده است. به نظر مي‌رسد احمدي‌نژاد كه در اين چهار سال به كرات سخن از افشاگري زده ولي به آن عمل نكرده، اين بار در برابر مرد و جرياني قرار گرفته كه مصر به افشارگري در اينباره است. آيا اين افشاگري‌ها بالاخره به سرانجام خواهد رسيد؟

2 نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 12:56  توسط شهراد اثني عشري  | 

انتقاد از قشری گری
 
 
اظهارات تازه محمدباقر قاليباف شهردار تهران درباره ضرورت نهادينه شدن فرهنگ مديريت دوران دفاع مقدس در آستانه برگزاري انتخابات، ضمن پرشور كردن فضاي سياسي و ارزشي جامعه، پاسخ جامع و پيامي ارزنده به افراد و جريان‌هايي است كه مي‌كوشند به نام دفاع مقدس و در قالب ظاهري هنجارهاي اخلاقي، منويات و خواسته‌هاي خود را بر مردم تحميل كنند.

شهردار تهران در سرمقاله روزنامه همشهري بطور غيرمستقيم از افراد، شخصيت‌ها و جريان‌هاي سياسي كه فقط از فرهنگ مديريت دوران دفاع مقدس براي تحكيم پايه‌هاي اقتدار خود و گروه‌هاي وابسته به خود استفاده كرده و به رفتارها و عملكرد ناپسند ديگران ظاهر و پوشش اخلاقي و ديني مي‌دهد، انتقاد كرده و مي‌گويد: امروز در سالگرد فتح عظيم خرمشهر فرصت مناسبي است تا جامعه را با ابعاد مهم و اساسي دفاع مقدس آشنا كنيم. فتح خرمشهر با پيمان مقدس عشق و تدبير حاصل شد. عشق به دين و ملت و التزام عملي به تدبير و خرد، عصاره فرهنگ جهادي است و مبارزه با تحريفات و سطحي‌نگري‌ها نيز وظيفه‌اي همگاني.

قاليباف همچنين گفته است:‌ موفقيت اين الگو فقط به ميدان جنگ خلاصه نمي‌شود، بلكه اين فرهنگ منطق كلي انقلاب و الگوي اساسي ما براي موفقيت در تمام عرصه‌‌‌هاي جامعه است. امروز مهم‌ترين وظيفه ما در گراميداشت عملي ياد و راه شهدا، تلاش براي احياي فرهنگ اصيل جهادي و مبارزه با تحريفات و قشري‌گري‌‌ها نسبت به آن است.

شهردار موفق تهران كه به گفته صاحب‌نظران و آگاهان امور سياسي با وجود داشتن برنامه مدون براي اداره كشور، براي جلوگيري از انشقاق سياسي و كمك به وحدت رويه و سالم‌سازي فضاي جامعه از ورود به عرصه انتخابات خودداري كرد،‌ اينك در ايام نزديك به برگزاري انتخابات با اين اظهارات، نشان داد كه اولاً همچنان در خط مقدم انقلاب و ارزش‌هاي والاي اسلامي و انساني قرار دارد و به هيچ‌وجه حاضر نيست منافع ملت و نظام را فداي تمايلات شخصي يا جناحي كند. دوماً وي مخالف سرسخت استفاده ابزاري از عنصر دين براي پيشبرد امور سياسي و حكمراني در جامعه است.

سوماً قاليباف معقتد است در اداره امور كشور نبايد از مقدسات و هنجارهاي اخلاقي مردم عامه سوءاستفاده كرد و در پوشش دين، اقدام به نشر خرافات و يا سطحي‌نگري‌‌ها در جامعه كرد تا از قبل آن به منويات و يا تمايلات شخصي يا جناحي رسيد. وي در عين حال بر راهگشا بودن الگوي مديريتي دوران دفاع مقدس در شرايط امروز كشور تأكيد كرد و افزود: فرهنگ دفاع مقدس به‌واسطه ريشه و خاستگاه‌هاي تاريخي خود نوعي فرهنگ ديني و ملي است و مي‌تواند نسخه شفابخشي براي رفع بسياري از مشكلات باشد.

به‌نظر مي‌رسد در روزهاي تبليغات انتخابات حرف‌ها و شعارهاي برخي از مسوولان و كانديداها كه ادعاي پيروي از آموزه‌هاي ديني و اخلاقي را دارند، موجب شده كه شهردار تهران با نوشتن اين مطلب در واقع قواعد اخلاقي را بار ديگر به فضاي جامعه تزريق كند تا بستري مناسب براي برگزاري مراسم سالم و باشكوه انتخابات فراهم شود.


2 نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 10:34  توسط شهراد اثني عشري  | 

دلايل مخالفت منتقدان با احمدي‌نژاد
 
مخالفت و نارضايتي نامزدهاي انتخابات و جريان‌هاي سياسي از اقدامات و رفتارهاي دولت نهم در حال افزايش است. دولت احمدي‌نژاد كه با شعارهاي خاص و پوپوليستي سال 1384 قدرت را بدست گرفت، تاكنون نتوانسته به وعده‌ها و قول‌هايي كه به مردم داده بود، عمل كند، با اين حال در دوره جديد حجم تبليغات و وعده‌هاي رئيس‌جمهوري كه بيشتر باز هم به حوزه نفت مربوط مي‌شود، بار ديگر اين پرسش را در اذهان عمومي ايجاد كرده كه چرا شعارهايي مطرح مي‌شود كه توان اجراي آن ميسر نيست و نمي‌توان به آن عمل كرد؟

بيشتر منتقدان، صاحب‌نظران و كارشناسان معتقدند با وجود آنكه محمود احمدي‌نژاد تلاش فراواني براي خدمت به مردم كرده، با اين حال هنوز نتوانسته پاسخگوي نيازها و مطالبات فزاينده آنها باشد. اينكه چرا طيف گسترده‌اي از مردم، مسئولان و حتي دوستان احمدي‌نژاد به ناكارآمدي سياست‌هاي وي اعتراف مي‌كنند به چند مسئله برمي‌گردد كه طرح آنان خالي از لطف نيست.

1- بي‌ثبات بودن مديريت‌ها: معمولاً در تمام كشورهاي دنيا در حوزه ارتباط مسئولان و مديران درجه استانداردي از ثبات حاكم است و تغيير مديران بر مبناي اصول و روش خاصي صورت مي‌گيرد، اما اين امر در دولت نهم بدون معيارهاي روشن و صرفاً بر اساس تمكين و حرف‌شنويي وزيران از رئيس جمهوري اعمال مي‌شود. عزل‌هاي پي‌درپي‌ مديران، وزيران و رؤساي سازمان‌ها و بانك‌ها بيش از آنكه باعث سامان نظام مديريتي شود، موجي از بي‌اطميناني مديران از دولت را در كشور بوجود آورد.

2- نبود نگاه سیستمی و کلان در دولت: بیشتر تلاش دولت در طول 4 سال گذشته، معطوف به روش آزمون و خطا بوده و هیچ نشانه‌ای از ظرفیت یا برنامه برای اداره کشور بصورت کلان یا سیستمی وجود ندارد و منابع و بودجه کشور نیز صرفاً صرف اهدای پول توجیهی به محرومان و جا افتادن اقتصاد صدقه‌ای شده است.

3- ماجراجویی در سیاست خارجی:‌

دولت در این 4 سال با اعمال سیاست‌های تهاجمی در سیاست خارجی و طرح چندباره مسأله هولوکاست به‌جای جلب حمایت‌ها و کمک‌های خارجی به کشور و استفاده درست از آنان، بسیاری از کشورها از جمله امریکا و اروپا را در برابر ایران متحد کرد.

4- شعارهای پوپولیستی: احمدی‌نژاد بی‌شک اولین رئیس‌جمهوری تاریخ انقلاب اسلامی است که با سوارشدن بر موج احساسات مردمی، از هیجانات و صداقت توده‌‌‌های محروم و کم سواد جامعه برای ترویج اهداف سیاسی خاص یک جناح استفاده کرد و به جای ایجاد شغل و افزایش امنیت شغلی، به آنان پول صدقه می‌دهد!

موارد زیادی وجود دارد که می‌توان در ادله منتقدان دولت بعنوان مخالفت جدی با احمدی‌نژاد عنوان کرد که به دلیل حجم بالای آن‌ها ناگریز فهرست‌وار به آن‌ها اشاره می‌کنیم. ارائه تفسیر حداقلی از اسلام سیاسی- از بین بردن سرمایه‌های اجتماعی – توهین به عرصه سیاست – پایین آوردن پرستیژ ریاست جمهوری به دلیل نوع خاص گفتمان و از بین بردن نظام برنامه‌ریزی در کشور- ترویج خرافه‌گری و عوام‌گرایی در حوزه این توقیف بسیاری از مطبوعات – گسترش نگاه امنیتی به دانشجویان، کارگران، و معلمان- حجم انبوه واردات- زمینه‌سازی برای شکل‌گیری اجماع جهانی علیه ایران- تخلفات گسترده از قانون و عدم توجه به تذکرات قانونی- صرف هزینه درآمدهای نفتی در مصارف غیرضروری- اصرار بر انجام طرح‌های غیرکارشناسی شده- عدم توجه به نصایح و پندارهای علما و روحانیون- انتخاب افراد و مسئولان جنجالی و دردسرساز مانند رحیم مشاعی، تشدید فقر و گسترش فساد و تبعیض در کشور- انحراف از برنامه چهارم و سند چشم‌انداز 20 ساله و ...

همانگونه که اشاره شد، حجم انتقادات و سیاست‌های نادرست دولت به جز دوستان و نزدیکان احمدی‌نژاد تقریباً گروه کثیری از طیف‌های مختلف فکری را در صف مقابل او قرار داده تا در این انتخابات نگذارند وی بار دیگر بر مسند ریاست جمهوری تکیه زند. حال باید به انتظار نشست و دید آیا این همه فهرست و ادله از ناکارآمدی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می‌تواند بار دیگر شاهین خوشبختی را بر سر احمدی‌نژاد بنشاند یا خیر؟!

2 نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 14:25  توسط شهراد اثني عشري  | 

شکست پروژه حامیان
تلاش گسترده حامیان دولت برای اعلام حمایت تشکل‌های اصیل روحانی و شخصیت‌های برجسته اصول‌گرا از احمدی‌نژاد با شکست به پایان رسید.

اصول‌گرایان طرفدار احمدی‌نژاد که مدت‌هاست با رایزنی‌های فراوان سرگرم جلب حمایت‌های تشکل‌ها و گروه‌های سیاسی زیرمجموعه خود از احمدي‌نژاد هستند، برغم فشارهای سنگینی که در بر این گروه‌ها وارد کردند، نتوانستند به موفقیت قابل توجهی دست یابند و صحنه را به منتقدان خود واگذار کردند.

طرفداران دولت پس از اینکه خبر از حمایت حداد عادل از کاندیداتوری احمدی‌نژاد دادند و حداد نیز تلویحاً آن را تکذیب کرد و گفت که از شخص خاصی در انتخابات حمایت نخواهد کرد، اعضای رایحه خوش خدمت سراغ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم رفتند تا آنها را به سمت رئیس‌جمهوری جلب کنند که البته موفق نشدند اجماع این جامعه را در حمایت از احمدی‌نژاد کسب کنند، بلکه فقط اکثریت این تشکل حاضر به حمایت از رئیس‌ دولت آنهم با اما و اگرهایی شدند.

این گروه در آخرین تلاش خود نیز سعی در انتشار رسانه‌ای خبر حمایت جامعه روحانیت مبارز از احمدی‌نژاد کردند که با واکنش و موضعگیری چند عضو برجسته این تشکل روحانی، تلاش‌ها و جوسازی‌های این گروه برای اجماع اصولگرایان به نفع احمدی‌نژاد با ناکامی روبرو شد.

حسن روحانی عضو برجسته جامعه روحانیت مبارز عصر روز دوشنبه در جمع خبرنگاران با اشاره به اینکه این جامعه از هیچ نامزد خاصی در انتخابات حمایت نخواهد کرد، گفت با وجود آنکه در این خصوص جلسات متعددی برگزار شد، اما به مصوبه‌ای مبنی بر حمایت از نامزد خاصی منجر نشد، از این رو جامعه روحانیت مبارز مردم را به حضور فعال در انتخابات دعوت می‌کند.

در همین حال حسین ابراهیمی دیگر عضو این تشکل روحانی اظهار داشت: براساس اساسنامه جامعه روحانیت مبارز، اعلام حمایت از نامزدهای انتخاباتی مشروط به کسب رأی موافق دو سوم اعضا است که تاکنون این امر حاصل نشده است. غلامرضا مصباحی مقدم نیز با اشاره به موضع مشترک روحانی و ابراهیمی، علت اصلی عدم اجماع اعضای جامعه روحانیت مبارز در حمایت از احمدی‌نژاد را، انتقادات این جامعه نسبت به سیاست‌های کلی و شیوه مدیریتی وی ذکر کرد.

به نظر می‌‌رسد هجمه و تلاش گسترده حامیان دولت بر گروه‌ های اصیل و روحانی اصول‌گرا برای اعلام رسمی حمایت از احمدی‌نژاد با شکست روبرو شده، زیرا تشکل‌های اصول‌گرای زنان نیز اخیراً به اردوگاه محسن رضایی پیوسته‌اند. طبق اخبار دریافتی بعضی از تشکل‌های زیرمجموعه جامعه زینب که پیش از این حامی احمدی‌نژاد بودند، به تازگی به دلیل بروز اختلاف به ستاد رضایی پیوستند تا بار دیگر دو دسته‌گی در اردوگاه حامیان دولت در آستانه انتخابات، آرامش را از آنان دور کند.

شیوه مدیریتی احمدی‌نژاد و اصرار حامیان او بر استفاده از یکسری افراد خاص و دوستان رئیس‌جمهوری در کابینه موجب بروز تنش و اختلاف در بین تشکل‌های اصولگرا شده است.

2 نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 14:33  توسط شهراد اثني عشري  | 

مشاركت، به جاي تحريم
 
.
تمام اشخاص و گروه‌هايي كه در سال‌هاي گذشته قايل به تحريم انتخابات بودند، در اين دوره از انتخابات با اتخاذ رويكرد ايجابي خواهان مشاركت فعال در عرصه رقابت‌ها شده‌اند.

حساسيت دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري آنقدر بالاست كه حتي شخصيت‌هاي فعال سياسي و یا تشكل‌هاي دانشجويي كه در دوره‌هاي قبل انتخابات را تحريم كرده بودند، اينك به صف موافقان و طرفداران شركت در اين عرصه مهم و سرنوشت‌ساز پيوسته‌اند.

برخي از احزاب سياسي كه به گفته اصول‌گرايان نقش اپوزيسيون را در داخل بعهده دارند و برخي ديگر از تشكل‌هاي دانشجويي مانند سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحكيم) از اين زمره محسوب مي‌شوند.

شرايط دشوار و نگران‌كننده كشور بويژه در بعد سياست خارجي كه اجماع جهاني عليه كشورمان در حال شكل‌گيري است، يكي از دلايلي است كه اينشخصيت‌ها و تشكل‌ها را به تلاش براي مشاركت فعال در عرصه انتخابات تشويق كرده است.

حمايت سازمان ادوار تحكيم از نامزد اصلاح‌طلب نشانگر آن است كه اين تشكل‌ دانشجويي بيش از هر زمان به ناموفق بودن طرح تحريم انتخابات در سال‌هاي گذشته پي برده و نيك مي‌داند شركت نكردن در انتخابات باعث پيروزي نامزدهاي رقيب خواهد شد.

خبر پايان تحريم انتخابات از سوي ادوار تحكيم كه بازتاب قابل توجه‌ اي در مطبوعات داشته است، حاكي از تغيير نگاه و رويكرد آنان به اشتباه بودن تصميماتشان از يك سو و داشتن عزمي راسخ براي پايان دادن به وضع موجود از سوي ديگر است.

اعضای این سازمان که پیش از این خواهان آمدن عبدالله نوری به صحنه انتخابات بودند وقتی از آمدن شیخ منزوی ناامید شدند، با چرخشی ناگهانی و رد نظریه تحریم، به اردوگاه اصلاح‌طلبان پیوستند تا بار دیگر با این شائبه روبرو نشوند که تحریم نتیجه‌ای جز استمرار حضور اصول‌گرایان در عرصه قدرت نخواهد داشت.

اینکه ادوار تحکیم به چه دلیل حاضر شده در این دور از انتخابات رویکرد خود را عوض کند و از تحریم به مشارکت برسد، مسلماً یک پاسخ بیشتر نخواهد داشت و آن جلوگیری از پیروزی احمدی‌نژاد و نجات از وضعیت نگران‌کننده کنونی است.

به گفته صاحب‌نظران و آگاهان مسایل سیاسی، استمرار حضور دولت اصولگرای احمدی‌نژاد در طول 4 سال گذشته موجب تضعیف جامعه مدنی و سست شدن پایه‌های اقتصادی کشور شده، به‌گونه‌ای که بیشتر روزنامه‌نگاران، نخبگان، فعالان سیاسی و اقتصاددانان و بطورکلی منتقدان دولت از روند موجود ابزار نگرانی کرده و با در پیش گرفتن رویه‌ای جدید، در پی تغییر وضع موجودند تا بار دیگر فضای فعالیت در عرصه‌های سیاسی و مطبوعاتی فراهم شود.

تحریمی‌‌‌های دوران گذشته می‌دانند امسال اگر بخواهند مانند گذشته حاشیه‌نشین شده و در گوشه عزلت فقط به گوشه و کنایه از دولت بپردازند، نتیجه‌ای حاصل نخواهد شد،‌از این‌رو برای پاک کردن نمره منفی خود در دوره‌‌های قبل این‌بار با ابزار مشارکت فعال وارد عرصه شدند تا دیگر بار صرفاً به «نظاره‌گر بر انتخابات» متهم نشوند.

به‌نظر می‌رسد اقدامات وسیاست‌های دولت نهم آنقدر ساختارشکنانه بوده که تمامی اشخاص و سیاستمداران شاخص و نیز گروه‌های سیاسی که تا پیش از این انتخابات را تحریم کرده بودند، تصمیم به شرکت فعال در آن گرفته‌اند تا به هر نحو ممکن از قدرت گرفتن دوباره احمدی‌نژاد جلوگیری کنند. آیا این اجماع برای تغییر روند موجود به نتیجه خواهد رسید؟

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 14:41  توسط شهراد اثني عشري  | 

درد سرهای دو رییس
در پی اصرار نمایندگان حامی دولت برای اعلام حمایت رسمی از کاندیداتوری محمود احمدی‌نژاد، فراکسیون اصول‌گرایان مجلس در آستانه انتخابات بار دیگر دچار اختلاف نظر و درگیری‌های سیاسی شد.

علی لاریجانی رئیس مجلس که تاکنون از درخواست نمایندگان فراکسیون رایحه خوش خدمت مبنی بر حمایت از نامزدی احمدی‌نژاد خودداری کرده و معتقد است مجلس در این مورد نباید وارد مصدایق شود، باردیگر مورد هجمه و تهدید طرفداران دولت قرار گرفت. زارعی عضو ارشد اصولگرایان حامی دولت دیروز در گفتگو با خبرنگاران در مجلس از ضعیف بودن عملکرد هیأت رئیسه انتقاد کرد و گفت ما برای گزینه بعدی ریاست مجلس هنوز تصمیم‌گیری نکردیم.

روی سخن زارعی با لاریجانی است و با این گفته‌ او را تهدید کرده که اگر از احمدی‌نژاد حمایت نشود، در انتخابات هیأت‌رئیسه مجلس که خرداد ماه برگزار می‌شود، از ریاست وی بر مجلس حمایت نخواهند کرد. زارعی البته فقط به این جمله اکتفا نکرده و ادامه داده که اصرار ما برای تغییر لاریجانی ناشی از عدم همکاری مجلس با دولت است.

لاریجانی که تصور می‌کرد بحث مورد اشاره پایان یافته، اینک در برابر 80 نفر از مخالفانش قرار دارد که از هر وسیله‌ای برای برطرف کردن او از کرسی ریاست مجلس استفاده می‌کنند. هرچند فراکسیون اصول‌گرایان حامی لاریجانی حدود 130 نفر هستند و رایحه خوش خدمت فقط 80 عضو دارد و ظاهراً نباید از این بابت نگرانی خاص وجود داشته باشد، با این حال دردسرهای رئیس مجلس تازه آغاز شده، زیرا بحث حمایت طرفداران احمدی‌نژاد به تدريج دارد فضاي سياسي مجلس و كشور را تا حدي متشنج و ملتهب مي‌كند و درست به همين دليل است كه منتقدان رئيس‌جمهوري در مجلس معتقدند «سكوت» بهتر از «حمايت» از گزينه نامناسب است.

اختلاف اين دو فراكسيون تا حدي بالا گرفته كه برخي از اصول‌گرايان مجلس درصدد بررسي گزينه موسوي براي حمايت از او در رقابت‌هاي انتخابات هستند كه اگر اين موضوع اجرايي شود، مسلماً پيامدهاي آن به عملكرد طرفداران احمدي‌نژاد برخواهد گشت.

از طرفي ديگر علي لاريجاني مهره دست و پا بسته‌اي نيست و مي‌داند چگونه بايد بازي را در زمين انتخابات دنبال كرد. وي به تازه‌گي از امتيازات قانوني خود استفاده و يكي از مصوبات دولت را لغو كرد.

لاريجاني و ساير نمايندگان منتقد دولت معتقدند برخلاف قانون، احمدي‌نژاد آمده و ساختار نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي را منفك كرده و در زير مجموعه سازمان تامين اجتماعي قرار داده و اختيارات وزير رفاه در عزل و نصب و تعيين روساي سازمان و اعضاي هيات مديره را به رئيس جمهور واگذار كرده است.

اما اكنون با تاييد اختيارات رئيس مجلس از سوي شوراي نگهبان و اينكه اين مصوبه را لاريجاني غير قانوني دانسته، شرايط وضعيت اين صندوق‌ها و سازمان‌ها به شرايط قبلي باز مي‌گردد. با اين توصيف تامين اجتماعي و سازمان‌هاي بيمه‌اي زير مجموعه وزارت رفاه باقي مي‌مانند.

به نظر مي‌رسد در آستانه برگزاري انتخابات صف‌بندي حاميان دولت در مقابل اصول‌گرايان حامي لاريجاني در مجلس به نقطه حساس و سرنوشت ساز خود نزديك شده و بايد به انتظار نشست و ديد كه كدام يك حرف خود را بر كرسي مي‌نشانند، احمدي‌نژاد يا لاريجاني، اما پاسخ اين پرسش مسلماً تاثير قابل ملاحظه‌اي در نتيجه انتخابات خواهد داشت!
2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 13:59  توسط شهراد اثني عشري  | 

مطبوعات در جایگاه اجزاب
با نزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات، برخي از مطبوعات با فراموش كردن وظيفه اصلي خود، به پايگاه احزاب در نظام انتخابات تبديل شده‌اند. اگر چه هنوز در كشور ما نظام حزبي بصورت حرفه‌اي و اصولي جا نيفتاده و تا نهادينه شدن فعاليت‌هاي حزبي راه طولاني در پيش است، با اين حال بسياري از مطبوعات در جامعه نقش احزاب سياسي را عهده‌دار شده و عملاً با فراموش كردن رسالت خطير اطلاع‌رساني، به ابزاري سياسي و فصلي در دست برخي جريان‌ها تبديل شده‌اند.
هر چند در نبود نظام حزبي و خلأ ناشي از آن، نبايد بيش از اين نيز انتظار داشت، با اين همه در آستانه برگزاري انتخابات برخي از رسانه‌هاي مكتوب خواسته يا ناخواسته در دام جناح‌ها يا جريان‌هايي گرفتار مي‌شوند كه هدفشان گرفتن ماهي از آب گل‌آلود در فضاي انتخابات است. در جامعه امروز ما مطبوعات به سه دسته سياسي، حزبي و انتخاباتي تقسيم مي‌شوند كه هر كدام بسته به اهداف و مقاصد سياسي خود انجام وظيفه مي‌كنند.

در روزنامه‌هاي سياسي به دليل اينكه معمولاً خبرنگاران خبره و شبكه‌اي از جامعه خبري حرفه‌اي حضور دارند، فعاليت‌ها در چارچوب و روال معمول خود ادامه دارد و فضاي سياسي كشور نيز متاثر از ديدگاه اينان شكل مي‌گيرد.

در گروه سوم مطبوعات انتخابات قرار دارند كه معمولاً بصورت مقطعي و موسمي و در آستانه برگزاري انتخابات مجوز فعاليت دريافت مي‌كنند تا در اين ايام خاص از فرصت‌هاي بوجود آمده براي رسيدن به مقاصد و اهداف خود استفاده كنند. شكي نيست كه با اتمام فعاليت‌هاي انتخاباتي عمر اين گونه رسانه‌ها نيز پايان يافته و به جرگه نسيان سپرده مي‌شوند.

اما روي سخن ما با مطبوعات حزبي است كه ارگان احزاب بشمار آمده و آمده‌اند تا قبل يا پس از انتخابات نظرات و ديدگاه‌هاي حزب خويش را در سطح جامعه منتشر كنند. هدف اصلي اين جرايد نقد جريان و حزب حاكم در كشور است، اما از آنجا كه متاسفانه روزنامه حزبي در جامعه انگشت شمار است و تعداد آنان بسيار محدود است، بنابراين ساير روزنامه‌ها نيز در اين وضعيت به دليل فعال نبودن احزاب، چاره‌اي جز غلتيدن به دامان احزاب و تبديل شدن به تريبون آنها ندارند.

به هر حال مطبوعات به عنوان يكي از اركان اصلي دموكراسي بايد در هر كشوري فعالانه حضور داشته باشند. هر چند خلأ حضور احزاب قوي، ريشه‌دار و حرفه‌اي در جامعه ما اساس مي‌شود، اما با توجه به اينكه يكي از كشورهاي توسعه‌يافته در خاورميانه محسوب مي‌شويم، براي رسيدن به اين سطح نياز به كار تشكيلاتي و سياسي انسجام‌يافته داريم تا از اين پس فرق بين رسانه‌هاي حزبي و غير حزبي بيشتر مشخص شود تا از قبل آن ديگر شاهد رشد و گسترش مطبوعات فصلي و احزاب وابسته به آنان نباشيم.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 15:56  توسط شهراد اثني عشري  | 

آرايش سياسي در آستانه انتخابات

آرايش نيروهاي سياسي در آستانه انتخابات بيانگر حركت جناح‌ها به سمت نوعي ائتلاف و اجماع روي يك گزينه نهايي است.
در حالي كه ماه آينده، يكي از حساس‌ترين و سرنوشت‌سازترين انتخابات دوران انقلاب در سراسر كشور برگزار مي‌شود، هنوز تكليف برخي جريان‌ها در خصوص انتخاب و معرفي نامزد نهايي خود مشخص نشده است. با اين حال بررسي فرايند انتخابات نشان مي‌دهد كه هر دو جناح در نهايت مي‌كوشند به سمت اجماع و ائتلاف حركت كنند تا از راي آوردن بيشتري برخوردار شوند. طبق آخرين اخبار دريافتي تا اين زمان (آخر فروردين) برخلاف پيش‌بيني‌هاي ناظران سياسي، آرايش نيروهاي سياسي در جناح اصول‌گرا نشانگر رويكردهاي انشقاقي نيست و احتمال آن كه به‌رغم اختلافات موجود بين اين جناح، در نهايت يك نامزد نهايي معرفي شود، بسيار زياد است.
اين در حالي است كه پيش از اين كارشناسان معتقد بودند پس از كناره‌گيري خاتمي از عرصه رقابت‌ها به نفع مهندس موسوي، بين اصول‌گرايان در خصوص معرفي گزينه نهايي، اختلافات زيادي خواهد شد و بين آنها گسست به وجود خواهد آمد.
اين ارزيابي آن چنان مورد توجه قرار گرفته بود كه حتي بسياري از اصلاح‌طلبان نيز مي‌گفتند تنها راه انشقاق و ايجاد اختلاف بين اصول‌گرايان، انصراف خاتمي از ورود به ميدان رقابت‌ها است.
اما بررسي رويدادهاي آخر ماه فروردين حاكي است كه تلاش و حركت احزاب و تشكل‌هاي محافظه‌كار به سوي گزينه‌هاي واحد است تا روح همگرايي در فضاي فعاليت‌هاي انتخاباتي اين جناح روشن‌تر و بارزتر شود. هر چند هنوز برخي از اصول‌گرايان منتقد دولت مانند احمد توكلي، محمدرضا باهنر يا محسن رضايي معتقد به تغيير آرايش نيروهاي سياسي در آستانه انتخابات هستند، با اين حال حركت كلي اين جناح به سوي گزينه واحد نشان مي‌دهد كه عقلاي اين اردوگاه به‌رغم وجود اختلاف‌نظر مابين خود، ترجيح مي‌دهند با تقسيم قدرت در دولت آينده همچنان بر محور ائتلاف و اجماع گام بردارند تا راه رسيدن اصلاح‌طلبان به قدرت بار ديگر مسدود شود.
محمد نبي‌حبيبي دبير كل حزب موئلفه اسلامي كه از باسابقه‌ترين تشكل‌هاي محافظه‌كار و سنتي است، پيش از اين اعلام كرده بود كه طبق نظرسنجي‌هاي صورت گرفته احمدي‌نژاد بالاترين راي را در بين نامزدهاي اصول‌گرا دارد.

وي همچنين در خصوص مساله عبور از گزينه احمدي‌نژاد در بين محافظه‌كاران با تاكيد بر اينكه اين بحث نه در جلسات عمومي و نه جلسات خصوصي حزب مطرح نشده، افزود كه احمدي‌نژاد به عنوان يكي از نامزدهاي راي‌آور اصول‌گرايان مطرح است، اما در مورد اينكه نهايتا آنها به چه كسي خواهند رسيد، حزب تابع راي اكثريت شخصيت‌ها و تشكل‌هاي اصول‌گرا است.
اهميت اظهارنظر حبيبي وقتي آشكار مي‌شود كه بدانيم حزب موتلفه از جمله قديمي‌ترين و تاثيرگذارترين تشكل‌هاي محافظه‌كار است كه در روند حركت كلي اين جناح تاثير مهمي دارد. اگرچه تاكنون بين اين حزب و رييس دولت نهم اختلاف‌نظرهايي درباره تقسيم قدرت بين تشكل‌هاي اين جناح وجود داشت و دارد، با اين حال شخصيت‌هاي اين حزب سعي مي‌كنند از تفرقه‌افكني بين نيروهاي خود و رسانه‌اي كردن آن پرهيز كنند و مي‌كوشند در حاشيه،‌ رايزني‌هاي خود را ادامه دهند تا به نتيجه نهايي برسند.
آنچه بيش از همه موجب انسجام اين جناح و حركت آن به سمت اجماع و ائتلاف شده، بيش از آن كه تابع حل و فصل اختلافات موجود بين نيروهاي خود باشد، حاصل حركت جناح مقابل بوده است. به عبارت ديگر آنچه كه موجب شده انسجام بين نيروهاي محافظه‌كار بيشتر شود، آرايش نيروهاي سياسي در جريان اصلاحات به ويژه پس از كناره‌گيري خاتمي از عرصه رقابت‌ها و جايگزيني مهندس ميرحسين موسوي بوده است.
كناره‌گيري خاتمي به طور موقت در جناح اصول‌گرا مدتي ايجاد ترديد كرد،‌ به طوري كه بين آنان براي انتخاب نامزد نهايي پاره‌اي اختلاف‌نظر به وجود آورد،‌ به گونه‌اي كه بسياري از اصول‌گرايان مي‌گفتند در اين شرايط با توجه به ساختارشكن‌هاي احمدي‌نژاد و اقبال مردم و افكار عمومي نسبت به عملكرد مثبت محمدباقر قاليباف، وي بهترين گزينه براي اين جناح است . اما به مرور زمان به دليل آن كه اجماع نهايي بر سر انتخاب شهردار موفق تهران حاصل نشد، قاليباف ترجيح داد به خدمت در سنگر شهرداري‌ تهران به شهروندان ادامه دهد و فعلا از كانديداتوري در صحنه انتخابات خودداري كند.

حتي گفته مي‌شود محسن رضايي نيز قرار است در تركيب دولت ائتلافي، خود و يا يكي از دو نفر لاريجاني يا قاليباف را به صحنه وارد كند كه با منتفي شدن علي لاريجاني و محمدباقر قاليباف، در نحوه ورود رضايي به رقابت‌ها نيز ترديد جدي به وجود آمد. ورود ساير نامزدهاي انتخاباتي مانند جهرمي، پورمحمدي، ولايتي، مظاهري و... نيز براي رسيدن به اجماع در نهايت با دشواري روبه‌رو شد و بعيد به نظر مي‌رسد غير از احمدي‌نژاد شخص ديگري براي حضور اعلام آمادگي كند.
البته محسن رضايي با گفته خويش مبني بر اينكه ترجيح مي‌دهم به جاي من دوستان ديگري كانديداي انتخابات شوند»، در واقع به نوعي راه را براي اعلام‌نظر احتمالي قاليباف باز گذاشت. به نظر مي‌رسد تا اين زمان بيشتر تشكل‌هاي محافظه‌كار همچون جمعيت ايثارگران، حزب موئلفه، رايحه خوش خدمت، جبهه پيروان خط امام و رهبري، جامعه زينب و ساير تشكل‌هاي اين جناح به‌رغم وجود اختلاف‌نظر بين خود، راهي جز انتخاب محمود احمدي‌نژاد به عنوان گزينه نهايي ندارند، زيرا در جناح مقابل نيز نامزدي قرار دارد كه حمايت بسياري از احزاب و تشكل‌هاي اصلاح‌طلب و حتي اصول‌گرا را پشت سر خود دارد.
با اين حال به نظر مي‌رسد اگر چه روند حركت در اردوگاه اصول‌گرايان به سمت انتخاب احمدي‌نژاد نشانه رفته است،‌ اما در عين حال بعيد نيست اواخر ارديبهشت ماه يا اوايل خرداد ماه و در آستانه انتخابات شاهد موج جديدي از ائتلاف‌هاي قومي و غيرمنتظره پنهان و آشكار در اين جناح باشيم.
... اما در جناح اصلاح‌طلب كه پس از ماه‌ها دوري از قدرت تلاش زيادي براي به صحنه آوردن سيد محمد خاتمي شد، سرانجام انصراف او به نفع مهندس موسوي آرايش انتخاباتي در اين جناح را تا حد زيادي شفاف و روشن كرد.
هر چند در اين اردوگاه فعلا دو نامزد اصلي يعني موسوي و كروبي حضور دارند، اما پيش‌بيني مي‌شود در آستانه انتخابات و طبق نظرسنجي‌هايي كه صورت خواهد گرفت، يكي از اين دو نفر به نفع ديگري كه داراي پايگاه‌ بهتر و مناسب‌تري باشد، كناره‌گيري خواهد كرد. سخنگوي حزب اعتماد ملي نيز با تاييد اين خبر گفته است كه آقايان موسوي و كروبي تا آستانه انتخابات به فعاليت‌هاي خود ادامه خواهند داد و در روزهاي واپسين براي رسيدن به اجماع، طبق نتايج نظرسنجي‌هاي صورت گرفته يكي از اين دو نفر به نفع ديگري كه از محبوبيت و وضعيت بهتري در جامعه برخوردار باشد، كناره‌گيري خواهد كرد. اگرچه كروبي پيش از اين بارها اعلام كرده كه به هيچ وجه قصد انصراف به نفع كسي ندارد، با اين حال طبق اخبار دريافتي و حمايت‌هاي تشكل‌هاي اين مجموعه به نظر مي‌رسد كروبي از شانس كمتري در مقايسه با مهندس موسوي برخوردار است.

در حال حاضر شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، حزب كارگزاران سازندگي، حزب همبستگي، مجمع روحانيون مبارز، حزب مشاركت، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و چند تشكل ديگر اين اردوگاه به طور رسمي حمايت خود را از نامزدي مهندس موسوي اعلام كرده‌اند. به عبارت ديگر در اين جناح بيشتر احزاب و تشكل‌هاي اصلاح‌طلب حامي و پشتيبان مهندس موسوي هستند، در حالي كه برخي از چهره‌هاي شاخص و شناخته شده اصلاح‌طلب روي به جانب كروبي كردند و طرفدار وي شده‌اند.
به اين ترتيب كروبي در چنين وضعيتي حمايت چهره‌ها و شخصيت‌هاي اصلاح‌طلب و مهندس موسوي نيز حمايت و پشتيباني احزاب و تشكل‌هاي اين اردوگاه را كسب كرده‌اند. كروبي در دوره گذشته نيز با شعار هر ايراني ماهانه 50 هزار تومان پول مي‌گيرد وارد عرصه رقابت‌ها شد و در برخي از استان‌ها توانست آراي مناسبي را از آن خود كند. اما در حال حاضر وضعيت كنوني كشور با 4 سال گذشته تفاوت‌هاي اساسي كرده است كه وضعيت كروبي را نسبت به دوره گذشته قابل تامل‌تر كرده است.
بسياري از ناظران آگاه و صاحب‌نظران سياسي معتقدند: در جناح اصلاح‌طلب و براي موفقيت آنان در انتخابات چاره‌اي جز انتخاب يك گزينه نهايي متصور نيست. بنابراين بايد يكي از آقايان موسوي يا كروبي به نفع يكديگر انصراف دهند تا روند اجماع در اين اردوگاه شفاف و كامل شود. و بتواند در مقابل نامزد اصول‌گراي خويش كه از حمايت‌هاي رسمي و غيررسمي بسياري در عرصه حاكميت برخوردار است، حرفي براي گفتن داشته باشد. البته بسياري نيز اعتقاد دارند مهندس موسوي به دليل خصايل ارزشي و عملكرد مناسبي كه در دوران جنگ داشته، قادر است حمايت برخي از اصول‌گرايان را نيز به خود جلب كند.
با توجه به نكات ذكر شده،‌ به نظر مي‌رسد هم اصول‌گرايان و هم اصلاح‌طلبان در اين مقطع زماني «ائتلاف و اجماع» را بهترين راه و روش براي تنظيم رقبا و قواعد انتخاباتي خود قرار داده‌اند تا از قبل آن بتوانند با يك گزينه واحد انتخابات پرشوري را برگزار و رقابت جالب توجه‌اي را با يكديگر داشته باشند.
در نهايت مي‌توان اذعان داشت به‌رغم آن كه پيش از اين گفته مي‌شد احتمال دارد اين دوره از انتخابات چندقطبي و با ورود چندين نامزد از حالت دوقطبي بودن سنتي خارج شود، به نظر مي‌رسد باز هم انتخابات دوره دهم رياست جمهوري به صورت دوقطبي برگزار شود و در آن رقابت اصلي بين احمدي‌نژاد و مهندس موسوي صورت گيرد.
هر چند پيش‌بيني نتايج انتخابات اين دوره كمي سخت‌ و دشوار است، با اين وجود احتمال تغيير آرايش نيروهاي سياسي در آستانه انتخابات غيرممكن نيست، همچنان كه احمد توكلي چهره شاخص اصول‌گرا بر احتمال تغيير آرايش نيروهاي سياسي تا پيش از برگزاري انتخابات تاكيد كرده است. اين احتمال همچنان از سوي محمدرضا باهنر نماينده مجلس نيز در نظر گرفته شده است.
بنابراين بايد به انتظار روزهاي آينده نشست و ديد آيا انتخابات مانند دوره‌هاي گذشته دوقطبي برگزار مي‌شود، يا با ورود چهره‌هاي جديد تاثيرگذار، روند معادلات دچار تغيير و تحول مي‌شود!
ماهنامه گزارش.ارديبهشت۱۳۸۸

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 14:1  توسط شهراد اثني عشري  | 

معادلات و معاملات در انتخابات رياست جمهوري


با مشخص شدن وضيعت كانديداها در جناح اصلاح‌طلب، آرايش انتخابات اصلاح‌طلبان تا حد زيادي شفاف شده و بايد روزهاي سال جدید را به انتظار شنيدن اخبار مهم و تا حدودي غيرمترقبه سپري كرد.
اصلاح‌طلبان اين بار با تمام قوا ژنرال‌هاي خود را وارد عرصه رقابت‌ها كردند تا سرانجام پس از مشخص شدن وضعيت آنها در بين افكار عمومي در دقايق پاياني رقابت‌ها به نفع يك نفر كنار بروند. هر چند اولين نامزد اصلاحات شيخ مهدي كروبي بود كه وارد عرصه شد و چند بار هم اعلام كرد كه حاضر نيست به نفع كس ديگري كناره‌گيري كند، اما با ورود سيد محمد خاتمي و فعاليت جدي‌تر مهندس ميرحسين موسوي در عرصه انتخابات، پازل انتخابات اصلاح‌طلبان اگرچه قدري پيچيده‌تر شد، اما تا حد زيادي به تكامل رسيد و نشان داد كه آنها به هيچ قيمتي حاضر نيستند كه رييس جمهوري آينده بار ديگر محمود احمدي‌نژاد شود، به همين دليل يك بازي تاكتيكي و سياسي- انتخاباتي را آغاز كردند كه تا حدي جناح رقيب را نيز به اشتباه و تكاپو انداخته است.
اصلاح‌طلبان كه با مرور تجارب سال‌هاي گذشته بايد امسال در اين انتخابات سرنوشت‌ساز و نفس‌گير با وحدت كامل و اجماع بر روي يك گزينه نهايي وارد عرصه رقابت‌ها مي شدند، تنها راه چاره را در تئوري «وحدت در عين كثرت» يافتند تا از اين رهگذر در عين رفاقت‌، رقابت را نيز تجربه كنند. اگرچه تا از اين زمان (چهارم اسفند) هنوز از ورود رسمي مهندس ميرحسين موسوي به عرصه رقابت‌ها خبري نيست، اما شكستن سكوت 20 ساله وي و حضور و سخنراني در مجامع عمومي بخشي از سناريويي است كه وي قصد دارد در اين دوره از انتخابات آن را به اجرا درآورد. در واقع امسال براي اولين بار اصلاح‌طلبان با تماس توان و ظرفيت‌هاي خود وارد ميدان شدند تا نه تنها از هجمه و تخريب گسترده نامزد خود از سوي جناح رقيب در امان بمانند، بلكه با تنوع كانديداها قدرت مانور و تصميم‌گيري در جناح اصول‌گرا را از بين ببرند.

هر چند پيش ا زاين قرار شده بود از بين خاتمي يا موسوي يك كدام را وارد عرصه رقابت‌ها شوند، اما به دليل پيچيدگي شرايط سياسي و انتخابات در جامعه امروز و به توافق نرسيدن اصول‌گرايان بر روي يك كانديداي خاص، به نظر مي‌رسد شيوه‌اي كه در جناح اصلاح‌طلب اتخاذ شده، به‌رغم تنوع كانديدا، برعكس دوره‌هاي گذشته تاكنون قدرت مانور وسيع و تصميم‌گيري را از اصول‌گرايان گرفته و آنان را به تناقض‌گويي گسترده و پراكنده در محافل سياسي و مطبوعاتي وادار كرده است.
واقعيت اين است كه خاتمي هنوز در بين مردم محبوبيت خاصي دارد و مردم از صداقت و نوع گفتمان وي راضي هستند،‌هر چند در او قاطعيت بالايي براي برخورد با مخالفانش را رويت نمي‌كنند. اما در آن سو احمدي‌نژاد قرار دارد كه با بردن بخش زيادي از بودجه به استان‌ها به شهرها و مراكز محروم كشور، به جاي ياد دادن ماهيگيري به آنها،‌فقط ماهي‌ها را در بينشان توزيع كرده كه اين كار اگر چه براي بخشي از محرومان جامعه حالت مسكن دارد و گوشه اي از مشكلات آنها را حل مي‌كند، اما در درازمدت نه تنها امكان‌پذير نيست كه از اين شيوه براي حمايت از مردم استفاده كرد، بلكه تداوم آن ضربات جبران‌ناپذيري را بر نظام مالي و بودجه‌اي كشور وارد مي‌كند.
با اين همه به‌رغم ساختارشكني‌هاي دولت نهم و گلايه‌هاي متعدد كارشناسان و صاحب‌نظران وي همچنان حايمان سفت و سختي دارد و مي‌تواند رقيب قدرتمندي براي خاتمي، موسوي و يا كروبي باشد. در هر حال در انتخابات سال آينده به دليل تنوع كانديدا در هر دو جناح اگرچه رقابت‌ها در يك سو به حالت دوقطبي درمي‌آيد، اما در عين حال به دليل حضور چند كانديدا از يك جناح، اين رقابت‌ها جنبه‌ رقابت‌ درون‌جناحي نيز دارد.
محتمل‌ترين سناريو و پيش‌بيني‌ها اين است كه از بين كانديداها دو جناح در دوره اول، يك نفر از اصلاح‌طلبان و يك نفر نيز از اصول‌گرايان به دور دوم بروند (البته در صورت كشيدن انتخابات به دور دوم) تا در اين دور، تمامي توان و ظرفيت‌هاي اصلاح‌طلبان و اصول‌گرايان براي حمايت از كانديداي واحد بسيج شود.

نكته قابل ذكر اين دوره از انتخابات، ترس و نگراني اصول‌گرايان از حضور خاتمي و موسوي است. آنها به دليل سكوت 20 ساله مهندس موسوي و پايبندي او بر اصول و ارزش‌هاي انقلاب قادر به تخريب شخصيت وي نيستند، چون مي‌دانند با اين كار بر سبد آراي احتمالي وي در انتخابات خواهند افزود. اما آن سوتر سيد محمد خاتمي است كه به دليل اصلاحات انجام گرفته در درجه دولت او، با مخالفان سفت و سختي مواجه است، از اين رو مدتي است كه با تخريب شخصيت وي و ضعيف نشان دادن عملكرد دولت اصلاحات در درچه اول كوشيدند وي را از حضور در صحنه رقابت‌ها منصرف كنند، اما هنگامي كه خاتمي اعلام كرد كه با جديت وارد عرصه انتخابات مي‌شود، در كنار وظيفه هميشگي مخالفان كه زدن تهمت و افترا به رسيدن به اهداف سياسي است، يك سناريوي ظريف و سياسي، يا به عبارتي ديگر يك معامله سياسي از طرف اصول‌گرايان در صحنه رقابت‌ها مطرح شد تا بار ديگر و به شكلي ديگر او را از صحنه خارج كنند.
مخالفان خاتمي كه او را يك آلترناتيو قدرتمند براي جايگزيني احمدي‌نژاد مي‌دانند، اين بار توسط علي مطهري نماينده شاخص اصول‌گراي مجلس كوشيدند با طرح يك معامله پنهان سيد اصلاحات را از ادامه حضور در عرصه انتخابات باز دارند.
نماينده تهران در مجلس و عضو مشهور اصول‌گرا در گفت‌وگو با يك خبرگزاري رسمي كشور اظهار داشت: «طرح معرفي همزمان دو نامزد اصول‌گرا در انتخابات رياست جمهوري به نحوي كه هيچ كدام از آنان رييس جمهوري فعلي نباشند، با اشخاص مختلف در ميان گذاشته شد و همه افراد با آن موافق بودند. طرح هم‌اكنون زمينه خوبي دارد، اما پيگيري ادامه طرح منوط به اين است كه آقاي خاتمي كانديداي رياست جمهوري نباشد يا اينكه از عرصه كنار رود».
وي افزود: «طبيعتا با حضور خاتمي در عرصه انتخابات ما طرح خود را پيگيري نخواهيم كرد. مطهري در عين حال گفت كه با حضور خاتمي در عرصه انتخابات اجماع نسبي روي احمدي‌نژاد به عنوان نامزد اصول‌گرايان صورت مي‌گيرد، اما اگر خاتمي حضور نداشته باشد، وضع به طور كامل عوض مي‌شود.
وي همچنين افزود كه در صورت انصرف خاتمي در نامزدي انتخابات رياست جمهوري طرح مذكور بار ديگر به جريان افتد».

هر چند مطهري در طرخ خود نام اشخاصي را كه با آنها مذاكره كرده،‌ نبرده و در ظاهر موافق آمدن احمدي‌نژاد هم نيست، اما در واقع پيشنهاد او يك معامله سياسي با اصلاح‌طلبان است تا از طرفي اصول‌گرايان در دور بعدي انتخابات خيالشان از بابت نيامدن خاتمي راحت‌تر شود و از طرف ديگر با اين طرح و نارضايتي خود را از عملكرد احمدي‌نژاد اعلام كرده و تلويحا خواستار نيامدن وي به صحنه انتخابات نيز هستند.
هر چند در ظاهر پاسخي از سوي خاتمي و اصلاح‌طلبان به اين پيشنهاد داده نشده است، اما به نظر مي‌رسد مطهري پيش از طرح اين مساله يا پيشنهاد قطعا با سران اصول‌گرا در اين باره مذاكره كرده و توافق آنها را گرفته تا از اين طريق سعي در انصراف خاتمي از حضور در رقابت‌هاي انتخاباتي نمايد.
اگرچه هنوز درباره شكست اين طرح نبايد قضاوت كردو بايد به انتظار روزهاي آينده نشست، ولي به نظر نمي‌رسد اين پيشنهاد با واكنش مثبتي از هر دو جناح روبه‌رو شود. اما مهندس موسوي كه اين روزها با سخنراني‌ها و مصاحبه‌هاي خود از لاك 20 ساله خود بيرون آمده و با سياست آشتي كرده، برخلاف دوره‌هاي قبل كه به تمامي درخواست‌هاي مطرح شده پاسخ منفي مي‌داد، اين بار و در آستانه سرنوشت‌سازترين انتخابات عمر جمهوري اسلامي ايران به صورت فعال ظاهر شده و با انتقاد از عملكرد چند سال اخير كشور به نوعي گفتمان دهه چهارم انقلاب را مطرح مي‌كند.
وي با مرور تحولات اخير و نيز بحران‌هاي مالي رخ داده در غرب و احتمال سرايت تبعات منفي آن به كشور اين بار و برخلاف سنوات قبل مي‌كوشد نقش فعالي را در صحنه سياسي جامعه ايفا كند، از اين رو با فعال كردن ستادهاي تبليغاتي و انتخاباتي همراه است، تجربه سال‌هاي فعاليت‌ خود در پست نخست‌وزيري را در اختيار مردم و جامعه قرار دهد و از طرف ديگر با آمدن يا مطرح كردن خود، اردوگاه‌ اصول‌گرايان را دو پاره كرده و حداقل بخشي از آراي آنها را به سبد خود بيفزايد.



با اين حال هنوز تكليف نامزد نهايي اصول‌گرايان تعيين نشده و از قرار معلوم تا پايان سال نامزد يا نامزدهاي اين جناح معرفي نخواهند شد، اما روزها، هفته‌ها و ماه‌هاي آينده آبستن وقايع و رويدادهاي مهمي خواهد بود كه بي‌شك نقش عمده‌اي در ترسيم فضاي سياسي كشور خواهد داشت.
با اين توصيف در سال آينده بسياري از راي‌دهندگاني كه خاتمي را قبول ندارند و با اصلاحات دولت او در گذشته مخالف بودند، اين بار براي جلوگيري از موفقيت دوباره احمدي‌نژاد (در صورت انتخاب وي به عنوان نامزد نهايي اصول‌گرايان) مجددا به پاي صندوق‌هاي را مي‌روند تا برخلاف سنوات قبل از خانه‌نشيني و قهر با انتخابات اجتناب ورزند. اما در هر حال ورود خاتمي و احمدي‌نژاد به صحنه انتخابات براي آنها يك ريسك پرخطر محسوب مي‌شود، زيرا در صورت شكست هر كدام از آنها، براي مدت نامعلوم گفتمان اصلاح‌طلبانه يا اصول‌گرايانه به كما فرو خواهد رفت، و درست از همين رو است كه برخي از عقلاي راست و چپ و سخن از طرح وحدت ملي به ميان مي‌اورند كه محور اصلي آن حضور نيافتن خاتمي و احمدي‌نژاد است، يعني طرحي كه تقريبا بي‌شباهت به پيشنهاد علي مطهري نماينده مجلس نيست. اين ريسك اگر آن قدر افزايش يابد كه جناح‌ها در آستانه انتخابات به توافق نهايي برسند، امكان دارد با اين معامله با جمله به اتمام رسد: «ما از خاتمي صرف‌نظر مي‌كنيم، به شرط آن كه شما هم احمدي‌نژاد را كنار بگذاريد».
خاتمي تا روز قبل از اعلام حضورش گفت كه تمام تلاشش اين است كه ميرحسين موسوي را براي نامزدي متقاعد كند زيرا حساسيت‌ها بر روي او زياد است، لذا كسي بايد رييس جمهوري شود كه بتواند فارغ از مشكلات بعدي براي كشور و مردم كار كند. صبح روز بعد هم كه خبر رسمي نامزدي‌اش اعلام شد، يكي از اعضاي ستاد ميرحسين موسوي پيش خاتمي رفت و از وي خواست كه اعلام كانديداتوريش را دو هفته به تعويق انداز تا بتوان ميرحسين را براي ورود به عرصه آماده كرد، اما خاتمي در حالي بر حضور خود در انتخابات تاكيد كرد كه مهندس موسوي ستادش را تشكيل داده و حتي رييس آن را نيز تعيين كرده بود. اكنون بايد به اين پرسش پاسخ داد كه آيا خاتمي در نهايت تسليم فشارهاي اطرافيان خود شده و از موسوي عبور كرده و يا اينكه مساله ميرحسين و كانديداتوري ديرهنگام او همه بخشي از يك سناريوي حساب‌شده توسط اصلاح‌طلبان براي ايجاد سردرگمي در اردوگاه اصول‌گرايان است؟!

بسياري معتقدند اطرافيان تندرو خاتمي همچون جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي همچنان صحنه گردانندگان اصلي ستاد او هستند، اما حضور خاتمي در دفتر مجمع روحانيون و اعلام رسمي نامزدي در اين دفتر در واقع نشانگر اين موضوع است كه وي در دور بعدي قصد ندارد اجازه مانور بيش از حد به عناصر افراطي اصلاح‌طلب بدهد، بنابراين به نظر مي‌رسد محور حركات آينده خاتمي نيروهاي معتدل اصلاح‌طلب است تا شايد فشار كمتري بر وي ا زناحيه مخالفان وارد شود.
استراتژي اصلاح‌طلبان در اين دوره از انتخابات اگرچه در ظاهر با كنش‌ها و واكنش‌هاي گسترده‌اي از حيث تنوع كانديدا برخوردار است، اما در پس اين تنوع يك هوشمندي سياسي نهفته است و همان طور كه اشاره شد اگر در اين جناح فقط از ابتدا يك نامزد همچون خاتمي اعلام حضور مي‌كرد، تمام اهرم‌هاي فشار و تخريب مخالفانش عليه او بسيج مي‌شد تا به هر نحو ممكن جلوي ورود او را بگيرند، كما اينكه در مقطعي كه اعلام حضور كرد، شاهد موج گسترده‌اي از تهديدات و تخريب‌ها عليه خاتمي بوديم. اما با مطرح كردن اما و اگرها و اينكه در اين دوره بايد شخص ديگري بيايد كه حساسيت رويش كمتر باشد، نشانگر آن است كه خاتمي در وحله اول نارضايتي قلبي خويش را از حضور در صحنه به مخالفان نشان داد و در درجه دوم با طرح آمدن من يا موسوي، ضمن اينكه بخشي از فشارهاي وارده را از خود دور كرد، مهندس موسوي را نيز وارد صحنه كرد تا او نيز در كنارش بماند تا بخش ديگري از آراي مردم را به سيد اصلاح‌طلبان سرازير كند. اگر چه هنوز به طور مشخص معلوم نيست كه موسوي به طور مستقل وارد عرصه مي‌شود يا از حمايت جناح‌ها برخوردار خواهد بود، در هر حال اعلام حضور فعالانه او در عرصه سياسي بدون شك جناح اصول‌گرا دوشقه كرده، به طوري كه در حال حاضر بسياري از اصول‌گرايان معتقدند در صورتي كه موسوي به صورت مستقل وارد رقابت‌ها شود، از او حمايت خواهند كرد. بدين‌ترتيب حضور وي حتي به صورت سمبليك يك پيام اصلي براي همه دارد و آن اعلام نارضايتي تمامي جناح‌ها از عملكرد دولت احمدي‌‌نژاد است، البته در ظاهر هم كه شده برخي اصول‌گرايان در زير بيرق او سينه مي‌زنند، اما در نهايت دنبال شخص ديگري هستند تا او را وارد صحنه كنند.

نكته مهم ديگر اين سناريو، فعاليت تمامي كانديداهاي اصلاح‌طلب تا آخرين روزهاي تبليغات انتخاباتي است تا اينكه طبق نظرسنجي‌هاي انجام شده و سنجش مقبوليت نامزدها، يك نفر بماند و بقيه به نفع او كنار روند. مهدي كروبي دبير كل حزب اعتماد ملي كه پيش از اين صبحت از كناره‌گيري نمي‌كرد، اوايل اسفندماه در ديدار اعضاي فراكسيون خط امام (ره) تاكيد كرد: نتايج نظرسنجي‌هاي واقعي در روزهاي اخير مي‌تواند راه را براي اجماع نشان دهد.
وي گفت: اگر نگراني از تفرقه آراء و پراكندگي‌ آن به دليل كانديداي متعدد است، بايد بگويم نتايج نظرسنجي‌هاي واقعي در آخرين ماه‌هاي قبل از برگزاري انتخابات و نيز ميزان استقبال مردم از كانديداها در سفرهاي استاني مي‌تواند اوضاع و احوال هر يك از كانديداها و ميزان مقبوليت آنها بين مردم را نشان دهد و بر اين اساس سايرين مي‌توانند تصميم‌ نهايي را بگيرند.
در نهايت با توجه به آغاز دهه چهارم انقلاب كه دهه پيشرفت و عدالت نام دارد، به نظر مي‌رسد تلاش اصلي بر محور ايجاد تناسب بين جامعه و حاكميت است تا از اين رهگذر هم افكار عمومي اعتماد بيشتري به حاكميت پيدا كنند و هم پروژه گسترش يك جامعه مطلوب و آرماني همگام با مردم و حاكميت شكل تازه‌اي بگيرد. گفتمان جديد دهه چهارم انقلاب نبايد مبتني بر سوءظن، تخريب‌ها، تضعيف مديران و شخصيت‌هاي نظام و تحميل نظرات و سليقه‌هاي شخصي بر كشور باشد، بلكه بايد نخبگان سياسي نسل‌هاي اول و دوم با پيروي از اصول وحدت و ائتلاف نيروهاي معتقد و انقلابي به جاي طرح دعواهاي بي‌حاصل، در پي حفظ وحدت ملي باشند.
با اين همه به نظر مي‌رسد در سال آينده هر كدام از نامزدهاي انتخابات اعم از اصلاح‌طلب يا اصول‌گرا قدرت را به دست بگيرند، از يك توافق گسترده‌ در بين سطوح مختلف حاكميت بهره‌مند شده‌اند. حال بايد به انتظار نشست و ديد آيا امپراتوري اصول‌گرايان به پايان خواهد رسيد يا اينكه انتخابات، سرنوشت ديگري را براي كشور رقم مي‌زند.
ماهنامه گزارش.فروردین۱۳۸۸

2 نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 12:3  توسط شهراد اثني عشري  | 

جایگزین احمدی نژاد کیست؟



شايد دي ماه سال 1387 به تعبيري حساس‌ترين و پرالتهاب‌ترين ماه سياسي سال‌هاي اخير كشور باشد، زيرا پس از سال‌هاي انتظار بالاخره با تحركات انتخاباتي سيد محمد خاتمي، مهندس ميرحسين موسوي از حاشيه به متن آمد تا بار ديگر همچون سال 76 انتخابات رياست جمهوري با شور و نشاط بيشتري برگزار شود.
عمر چهار ساله‌ي دولت احمدي‌نژاد چند ماه ديگر در حالي به پايان مي‌رسد كه بسياري از جناح‌هاي سياسي اعم از چپ و راست گرفته تا ميانه‌رو و افراطي همگي بر ناكامي سياست‌هاي اقتصادي دولت نهم صحه گذاشتند و معتقدند با تغييرات ساختاري رخ داده در بدنه‌ي اقتصاد كشور، بايد در انتخابات سال بعد زنجيره‌اي از نخبگان سياسي و اقتصادي وارد صحنه شوند تا با استفاده از تجارب مديران لايق، بار ديگر آرامش به فضاي اقتصادي كشور بازگردد.
سيد محمد خاتمي كه در ماه‌هاي اخير به شدت بر فعاليت‌هاي انتخاباتي خود افزوده است و تقريبا هر روز شاهد سخنراني‌هاي او در شهرهاي مختلف كشور هستيم، بارها به دليل دغدغه‌هاي اصلي و احتمال مخالفت‌هاي گسترده با دولت احتمالي آينده وي از تصميم راسخ و قاطع براي حضور در اين انتخابات خودداري كرده، اما هيچگاه اعلام نكرد كه نامزد نمي‌شود، اما به تدريج با نزديك شدن به ماه‌هاي پاياني سال و تحرك بيشتر وي، مخالفان اصلاحات نيز بر حجم تبليغات منفي خود عليه او افزودند تا جايي كه او در يكي از سخنراني‌هايش از اراده برخي قدرت‌ها براي جلوگيري از ورود وي به صحنه انتخابات خبر داد.
ناظران آگاه به‌رغم تاييد فعاليت‌هاي انتخاباتي خاتمي معتقدند او در زمان دولت اصلاحات و با آن كه مجلس اصلاح‌طلب ششم حامي سياست‌هاي وي بود، نتوانست در برابر مخالفان و منتقدان دولتش تحمل آورد و بارها و بارها با بحران‌هاي ايجاد شده، از توان و پتانسيل‌هاي دولت به جاي پيشبرد امور صرف مبارزه با كارشكني‌ها مي‌كرد و اگر قرار باشد در مجلس اصول‌گراي فعلي مشغول به كار شود، چه تضميني هست كه اولا وزرايش از اين مجلس راي اعتماد بگيرند و چگونه مي‌تواند با مخالفان اصلاحات كار كند؟ از اين رو هر چقدر كه بيشتر وارد بحث‌هاي انتخاباتي مي‌شد، بر دامنه‌ي شك و ترديدهايش بيشتر افزوده مي‌شد، تا اينكه پس از انجام ديدارهاي انتخاباتي مختلف با چهره‌هاي برجسته‌ي نظام، سرانجام به اين نتيجه رسيد كه بين او و مهندس موسوي يك نفر رسما نامزد انتخابات شود.
آقاي خاتمي كه از سوي حاميان خود براي ورود به عرصه رقابت‌ها به شدت تحت فشار است، با نام بردن از مهندس موسوي در واقع به نوعي احتمال نامزدي خود را در انتخابات كمرنگ كرده است، زيرا وي به خوبي از قدرت حاميان احمدي‌نژاد در عرصه سياست و حمايت اركان نظام از او آگاه است و مي‌داند در صورت آمدن به انتخابات و موفق نشدن، جناح اصلاح‌طلب براي هميشه بايد با حكومت خداحافظي كند، لذا حاضر نيست چنين ريسك خطرناكي را قبول كند.

قطعي با توجه به وضعيت سياسي و اقتصادي كشور مطلع كرده‌اند، اما وي حاضر نيست يك رييس جمهوري «تداركاتچي» باشد و بيشتر وقتش را صرف مبارزه و مقابله با اقتدارگرايان كند.
خاتمي همچنين ضمن آن كه بارها از كارشكني مخالفان داخلي و بحران‌آفريني آنان در برابر مهره‌هاي سياسي و اقتصادي كابينه‌اش شكايت كرده، معتقد است بر قدرت رييس جمهوري در قانون اساسي افزوده نشده است، اين در حالي است كه اصول‌گرايان تندرو همچنان در نهادهاي انتصابي بر درستي مواضع خويش در برابر اصلاح‌طلبان حكومتي پافشاري مي‌كنند. اكنون با اين توصيف آيا حضور دوباره‌ي وي در انتخابات مي‌تواند منطقي و به صلاح كشور باشد؟
در شرايط كنوني اكثريت مجلس هفتم از آن اصول‌گرايان است و به نظر نمي‌رسد آنها رغبت چنداني به تاييد كابينه‌ي او داشته باشند. در حالي كه به وزراي دولت اصول‌گراي احمدي‌نژاد هم اعتماد زيادي ندارند. حال چگونه ممكن است خاتمي حاضر شود در دولتي مشغول به كار شود كه قرار است اشخاصي مانند روح‌الله حسينيان، بادامچيان، علي مطهري و ساير اصول‌گرايان وزرايش را تاييد صلاحيت كنند؟
با اين همه هنوز تحليل‌گران معتقدند اگرچه احمدي‌نژاد نتوانست شعارهاي انتخاباتي خود را اجرايي كند و نفت را بر سر سفره‌ي مردم بياورد، با اين حال با جاانداختن سفرهاي استاني و توزيع مقطعي پول در بين مردم محروم جامعه، از شانس مناسبي براي پيروزي در دوره بعدي برخوردار است. رييس جمهوري در واقع با توزيع اين پول‌ها پايگاه مستحكمي در بين مردم عامي براي خود به وجود آورده و از حمايت بسيج نيز بهره‌مند است.
با اين پيش‌فرض‌ها اگر خاتمي وارد شده و نتواند راي لازم را كسب كند، به احتمال فراوان گفتمان اصلاح‌طلبي بايد براي مدت نامعلومي از صفحه‌ي سياسي كشور حذف شود؛ كه اين ريسك براي اين جناح در حال قابل پذيرش نيست، به ويژه اينكه بزرگان نظام هم حاضر به مخدوش شدن شخصيت سيد محمد خاتمي نيستند و ترجيح مي‌دهند شخص ديگري مانند مهندس موسوي در اين مقطع زماني حامل پيام اصلاحات حكومتي باشد.
به نظر مي‌رسد اكنون خاتمي كه پيش‌تر از اعلام كانديداتوري امتناع مي‌كرد، با بيان نام مهندس موسوي همان اجماعي كه احتمال داشت در صورت حضور وي در انتخابات بين نيروهاي اصلاح‌طلب براي حمايت از او به وجود آيد، در مورد مهندس موسوي نيز شكل گيرد. در صورت حضور رسمي مهندس موسوي هر چند كروبي گفته كه به نفع هيچ كس كنار نمي‌رود، اما دبير كل حزب اعتماد ملي در نهايت احتمال دارد به نفع وي كناره‌گيري كند.

چرا مهندس موسوي؟
مهندس موسوي در كارنامه‌ي خود سابقه‌ي هشت سال نخست‌وزيري در دهه‌ي اول انقلاب و همزمان با جنگ هشت ساله بين ايران و عراق را دارد و پس از آن نيز به‌رغم حضور در برخي نهادهاي حساس مانند مجمع تشخيص مصلحت نظام و شوراي عالي انقلاب فرهنگي، زندگي خود را در حاشيه و سكوت گذرانده است.
در مورد عملكرد وي دوگونه اظهارنظر شده است. يك گروه معتقدند وي آن طور كه بايد نتوانست در دوران جنگ كشور را اداره كند. كمبود كالاهاي اساسي، نظام كوپني و صف‌هاي طويل مردم براي گرفتن اجناس دولتي از دلايل اين منتقدان به شمار مي‌رود. اما گروه ديگري نيز اتخاذ سياست يا اقتصاد دولتي او را با توجه به شرايط جنگي كشور لازم مي‌دانند و مي‌گويند به‌رغم جنگ و خسارات سنگين ناشي از آن، وي از عهده اداره كشور به خوبي برآمد.
هر چند نسل جوان از وي شناخت دقيق ندارد، زيرا سكوت 20 ساله وي در محافل سياسي پرسش‌هاي فراواني را ايجاد كرده، با اين حال به نظر مي‌رسد ديدگاه‌هاي وي در زمان جنگ، معتدل بوده و با تحولات روز آن هنگام همخواني داشت.
ديدگاه اقتصادي مهندس موسوي «چپ» است، اما با گذشت 20 سال از دوران نخست‌وزيري وي، هنوز برخي اصلاح‌طلبان در اين خصوص ترديد دارند كه آيا اين ديدگاه او به روز شده يا همچنان مانند گذشته مثلا به اقتصاد بسته دولتي اعتقاد دارد.
موسوي تا قبل از اصلاح‌ قانون اساسي نخست‌وزير ايران بود، اما با حذف اين پست، ميرحسين نيز عملا از راس كابينه كنار رفت و به عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام رضايت داد. او در طي اين سال‌ها به‌رغم اقبال زياد جامعه براي نامزدي در انتخابات رياست جمهوري همچنان سكوت كرد تا چهره ناشناخته‌اي براي مردم به ويژه جوانان باقي بماند.
صاحب‌نظران مي‌گويند: اگر تا پيش از اين مهندس موسوي نمي‌آمد تا شايد يك اصلاح‌طلب به رياست جمهوري برسد، اما الان وضعيت با گذشته فرق كرده، زيرا مي‌داند اگر اين بار نيايد، ممكن است احمد‌ي‌نژاد دوباره ميدان‌دار عرصه سياست شود.
با اين حال در صورت پاسخ مثبت وي و حضورش در عرصه‌ي رقابت، به دليل اينكه ذاتا قدرت‌طلب نيست و سكوت و حاشيه‌نشيني چندساله‌ي او گواه اين مدعا است، امكان موفقيت او افزايش قابل ملاحظه‌اي خواهد يافت، زيرا به‌رغم اظهارات مخالفان وي، دوري او از هياهو و جنجال‌هاي سياسي به هيچ وجه به معناي به روز نبودن او نيست. وي همچنان در متن برنامه‌ها و سياست‌هاي كشور قرار دارد و از نزديك مسايل كشور را دنبال مي‌كند.
برخي نيز متاسفانه به دلايل سياسي و جناحي اين گونه شايع مي‌كنند كه مقام رهبري با ايشان اختلاف سليقه دارند، در حالي كه مهندس موسوي با حكم رهبري به عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام منصوب شده و در صورتي كه به رياست جمهوري نيز انتخاب شود،‌ قطعا مورد حمايت مقام معظم رهبري قرار خواهد گرفت.

آقاي مهندس موسوي در اوج بحران و جنگ تحميلي به قدرت رسيد و اينك نيز نفت به پايين‌ترين قيمت خود در طول چند ماه گذشته رسيده و بايد در اين بحران اقتصادي، شخصي وارد عرصه شود كه تجربه مقابله با بحران‌ها را داشته باشد.
وي ثابت كرده كه در زمان جنگ جزو معدود سياستمداراني بود كه توانست با وجود جنگ و بحران‌هاي متعدد ناشي از آن، كشور را به سلامت عبور دهد.
وي همچنين به دليل حفظ ارزش‌ها و اصول انقلاب و نزديكي ديدگاهش به اصلاح‌طلبان، جزو معدود اشخاصي است كه كمتر بهانه‌اي براي تخريب شخصيت وي وجود دارد، درست برخلاف محمد خاتمي كه از طرف اصول‌گرايان به شدت تحت فشار قرار دارد.
مخالفان موسوي مي‌گويند: نسل جوان ما شناختي از وي ندارند، مگر در خرداد سال 76 مردم به ويژه جوانان شناخت دقيق از محمد خاتمي داشتند كه به يك باره با 20 ميليون راي منتخب مردم شد، پس حالا هم در صورت ورود و حضور وي در عرصه رقابت‌ها، و حمايت خاتمي و اصلاح‌طلبان از او، هم شناخت مردم نسبت به وي زياد خواهد شد و هم آراي خاموش مردم و راي‌دهندگان بي‌طرف به سويش سرازير خواهد شد.
با اين توضيحات به نظر مي‌رسد شرايط براي حضور مهندس موسوي بيشتر از خاتمي فراهم است و اين مي‌تواند به معناي يك نقطه عطف در تحولات اخير كشور محسوب شود؛ زيرا آمدن وي همراه با حمايت خاتمي ضمن آن كه شانس موفقيت اصلاح‌طلبان را بيشتر مي‌كند، مي‌تواند به نفوذ افراطيون در اين جناح هم پايان بخشد.
انتخابات سال 88 واقعا و به معناي واقعي كلمه شايد بيش از هميشه رقابتي باشد، زيرا يار ديرينه حضرت امام (ره) اين بار برخلاف سال‌هاي گذشته پاسخ منفي به هواداران خود نداد تا شايد بتواند در كنار اصلاح‌طلبان معتدل و اصول‌گرايان منطقي، به وضعيت كشور سر و سامان دهد.
وي كه همواره به فروتني و تواضع نفس شهرت دارد، آن قدر محبوبيت دارد كه حتي اصول‌گراياني مانند علي لاريجاني، علي‌اكبر ناطق نوري، محسن رضايي و ساير اعضاي اين جناح از او حمايت مي‌كنند و حتي شنيده شده كه با وي ديدارهايي نيز داشته‌اند. به اين دليل اركان نظام برخلاف دوران خاتمي نه تنها با او تقابل و ستيز نخواهند كرد، بلكه بناي همفكري را با او پي خواهند گرفت.

علاوه بر اين پس از اعلام خبر خاتمي مبني بر اينكه از بين ما يك نفر (من يا موسوي) وارد عرصه انتخابات مي‌شويم، به اين معنا است كه خاتمي كم‌كم در حال خروج از ميدان است و قصد دارد تمام ظرفيت‌ها و پتانسيل‌ اصلاحات را براي حمايت از موسوي بسيج كند تا آراي وي نيز به سمت نخست‌وزير محبوب دوران جنگ سرازير شود.
اما مهندس موسوي به دليل چهره محبوبي كه دارد، بعيد به نظر مي‌رسد بخواهد در عرصه‌اي وارد شود كه فقط از حمايت اصلاح‌طلبان بهره‌مند است. وي مي‌خواهد فقط در صورتي وارد عرصه شود كه از حمايت همه‌ي ارگان‌ها و جناح‌هاي سياسي نظام برخوردار شود تا با كمترين دغدغه و نگراني‌ به اداره كشور بپردازد. به هر حال تا اين زمان (28 دي ماه 1387) فقط با اعلام خبر حضور يك نام از آقايان خاتمي يا موسوي در صفحه انتخابات، ريزش نامزدهاي انتخاباتي آغاز شده است، ‌به گونه‌اي كه غلامعلي حداد عادل، رييس كميسيون فرهنگي مجلس عدم تمايل خود را براي حضور در انتخابات اعلام كرد. به دنبال وي محمدرضا باهنر نيز به نقل از علي لاريجاني خبر داد كه وي نيز بنا ندارد وارد عرصه انتخابات شود. محمد هاشمي و محمدباقر قاليباف نيز به نظر مي‌رسد هنوز به تصميم‌ نهايي در اين مورد نرسيده‌اند. اعلام‌نظر خاتمي مبني بر حضور وي يا مهندس موسوي در عرصه انتخابات علاوه بر اينكه باعث شكل‌گيري تحركاتي در ميان چهره‌ها و تشكل‌ها شده است، نظر تحليل‌گران و فعالان امور سياسي را نيز به خود جلب كرده، به گونه‌اي كه برخي از صاحب‌نظران گفته‌اند كه حضور موسوي در انتخابات به دليل سابقه تجربيات دوران جنگ و خميرمايه‌ي مديريتي وي به نفع كشور و نظام است. علاوه بر اين امكان اينكه صحنه سياسي كشور باز به صورت دوقطبي شود، به پايين‌ترين حد ممكن مي‌رسد.
در آن سو نيز خاتمي همان گونه كه اشاره شد، هنوز پاسخي براي اين پرسش پيدا نكرده كه چرا و به چه دليل نهادهاي قدرت در دولت احتمالي وي بايد تغيير رويه داده و با او تعامل و همكاري كنند؟ همه مي‌دانند كه خاتمي به لحاظ شخصيتي نمي‌خواهد قول و وعده‌‌اي بدهد كه نتواند به آن عمل كند، بنابراين تا زماني كه به نتيجه‌ي قطعي نرسد و براي اجراي برنامه‌هايش اختيارات لازم را كسب نكند، پا به عرصه انتخابات نخواهد گذاشت.
در نهايت مي‌توان اذعان كرد با ورود مهندس موسوي به انتخابات، دوران تازه‌اي از حيات انقلاب اسلامي آغاز مي‌شود كه پيامد آن امتداد حركت مردم به سمت رويكرد آرماني‌تر خواهد بود، رويكردي كه تقابل جناح‌ها را محكوم مي‌كند و قصد دارد از تجميع همه نيروهاي اصيل و ارزشي انقلاب براي حفظ عزت و استقلال كشور در سايه‌ي توسعه‌ي همه‌جانبه بهره ببرد، اگرچه هنوز به طور يقين مشخص نيست كه سيد محمد خاتمي مي‌آيد يا خير، اما در هر حال سال آينده سال آساني براي اصول‌گرايان نخواهد بود.

ماهنامه گزارش.بهمن۱۳۸۷


2 نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 9:15  توسط شهراد اثني عشري  | 

 


سايت لينك باكس - بازديد خود را چند برابر کنيد